جدول ضرب

+یه سوال ازت بپرسم قول میدی جواب بدی؟

_حتی اگه تلخ و ناراحت کننده باشه؟

+اره حتی اگه تلخ باشه,حتی تلخ تر از اون شربتی که 20سال پیش من به جای تو خوردم

_باشه اما اگه سوالت سخت نباشه

+سخت؟؟!!! سوالم سخته اما نه به سختی 16سال انتظار ...

سخته اما نه به سختی امید در عین نا امیدی ...

16سال هر روز و هرساعت و هر لحظه این سوال از خودم پرسیدم و از جوابش چیزی جز کابوس های شبانه عایدم نشد .

_باشه باشه من تسلیم,گرچه نفهمیدم چی میگی ولی بپرس

+دوستم داشتی؟

_چی؟؟!!

+لطفا,این سالهایی که حتی نمیدونستم کجایی من دوست داشتم ...به انتظارت کل جدول ضرب رو هر روز

تو خیالم به تو یاد میدادم .به فکرم بودی یانه ؟دوستم داشتی یا نه؟اصلا منو یادت بود؟؟؟؟

_تو که هیچ وقت فریاد نمیزدی

+لعنتی جواب بده اره یانه؟

_جوابش مثل همون جدول ضرب سخت شد ...مثل همون روزی که تو بجای من 100بار جدول ضرب رو نوشتی

و معلم فهمید ...

سخت شد مثل وقتی که قرار شد تو جدول ضرب رویادم بدی و اگه درست جواب ندادم با خط کش بزنی به دستهایی که میگرفتی و شعر دخترک ناز روستای ما رو میخوندی ...

یادته؟اقا معلم گفت :خوب اقا یوسف حالا که اینطور شد باید خودت ضرب رو بهش یاد بدی و سخترین ضربها رو

ازش بپرسی اگه بلد نبود با خط کش بزنی .

+اره یادمه از ترس اینکه اشکمو کسی نبینه سرمو بلند نکردم وبلند گفتم چشم

معلم فهمیده بود دوست دارم و این جریمه دوست داشتن من بود

_اما تو یکبارم منو نزدی همینم باعث شد یه هفته اخراج بشی

+مهم نبود تو بهترین جریمه منی هنوزم

_ببخشید ولی به مرور زمان فراموشت کردم

گاه گاهی یاد خاطراتمون می افتادم و دلم برات تنگ میشد اما فقط برای همبازی دوران کودکیم

+چی؟؟؟؟؟؟همبازی؟عشق نبود؟دوست داشتن نبود ؟

_یوسف ما فقط 9سالمون بود,مگه عشق بود؟

+اینکه همیشه کنارت بودم ,با ادم و عالم سرتو جنگ میکردم ,از دیکته بیزار بودم اما مشق شب تو رو مینوشتم

اسمش همبازی بود؟اسمش همبازی بود خار بدستت رفت من بجات گریه کردم ؟

کدوم یک از همبازیهات 16سال انتظارتو کشیدن؟کدومشون خوراکی خودشو نمیخورد میداد به تو ؟

نه نه اسمش همبازی نبود

اسمش عشق بود ...

_اگه هنوزم اسمش عشقه دلم میخواد اینبار جدول ضرب رو با نگاه 16سال پیش بپرسی

+شوخیت گرفته ؟

_نه ...یه چیزی هست که تو نمیدونی

+چی رو ؟بگو که بدونم

_هر وقت ازم ضرب میپرسیدی و من درست جواب میدادم چشمهای تو بقدری زیبا میشد که دلم میخواست تا ابد نگاهت کنم و وقتهایی که اشتباه جواب میدادم بقدری عصبی میشدی که دوست داشتی سر به تنم نباشه اما فقط سکوت میکردی فقط سکوت .

بپرس میخوام بدونم هنوزم نگاهت اون برق 16سال پیش رو داره یا نه ؟

میخوام بدونم هنوزم نگاه به چشمهای تو میتونه تا ابد کافی باشه یا نه ؟

+عشق و علاقه یک مرد ضربدر تمام دلتنگی های 16ساله اش ؟جواب ؟

_عشق و علاقه یک زن به همبازی و معلم جدول ضربش.
#مینارسولی

1397.02.1

4:47



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

غزل غفاری (10/2/1397),عاطفه حجابی دخت ایمن (18/2/1397),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.