از نهال تا درخت

مردی بود که به پرورش گل و گیاه علاقه زیادی داشت.روزی دشمنش که همه چیزش را ازشگرفته بود برایش گلدانی فرستاد و گفت:دراین گلدان گلی زیبا کاشته ام.مرد بارهاان گلدان را پس فرستاد اما همان مرد بد جنس دوباره برایش میفرستادومرداز سر ناچاری مجبور شد گلدان گل را قبول کند.اصلا ان گیاه را دوست نداشت اما از سر دلسوزی هر از گاهی به ان اب میداد.ان گیاه یک درختچه بود. سال هاگذشت ومرد از ان درختچه به خوبی محافظت کرد.دیگر درختچه نبود بلکه یک درخت بود ومیوه داده بود.
مرد یک میوه چید وخوردخیلی خوشمزه بود.برای دشمنش یک نامه نوشت که ممنونم از گلدان گلت الان یک درخت است ومیوه داده بسیار میوه های خوشمزه ای هم دارد.
وبرای دشمنش فرستاد.دشمنش وقتی نامه را خواند مات ومبهوت مانده بود.ودر پاسخ نامه نوشت تو از میوه اش خوردی چگونه هنوز زنده ای.مرد نامه را خواند ونوشت از محبت خار ها گل میشود
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

پروین بهادری ,بهروزعامری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

پروین بهادری (14/12/1396),مجتبی صمدیار (14/12/1396),بهروزعامری (17/12/1396),نگین امینی (20/12/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (21/12/1396),حسین شعیبی (12/1/1397),پریا چیت گر (15/1/1397),پریا چیت گر (3/3/1397),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.