زمستان زندگی

تصمیم خودراگرفته بود،میخواست آدمی دیگرشودمیخواست ازباتلاقی که به اسم زندگی برای خودساخته خلاص شود،درهمین افکارغرق بودکه یکی ازهمان دوستانی که موجب ازهم ریختن زندگی اش شده بودزنگ زدوازاو برای مهمانی دعوت کرد
باخودگفت:این آخرین باراست،امشب بگذردازفردا آدمی دیگرخواهم شد
آن شب به علت مصرف بیش ازحد موادمخدرجان باخت وفردایی برای شروع دیگرپیش رویش نبود


"کارهایمان رابه دست فردا نسپاریم"

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

کامران غفوری (15/4/1397),ابوالفضل مولوی (15/4/1397),حمید جعفری (مسافر شب) (16/4/1397),زهرابادره (آنا) (16/4/1397),همراز محمدی (17/4/1397),

نقطه نظرات

نام: کامران غفوری کاربر عضو  ارسال در جمعه 15 تير 1397 - 18:28

نمایش مشخصات کامران غفوری سلام وقتتون بخیر نمیدونم جدیدا مد شده همه آخر نوشته هاشون دارن نصیحت میکنن آخه چرااااا؟؟؟
مگه نمیخواید نویسنده بشید؟ میگه نمیخواید تفکر بسازید با نوشته هاتون دیگران رو به فکر فرو ببرین؟ چرا خودتون با دست خودتون کاری میکنید نوشته هاتون از جذابیت بیوفته؟ این نظر کلی بود که تا حدودی نوشته شما رو هم شامل میشه اما حالا نوشته شما، دوست من! میدونین داستان کوتاه چه وقت توی ذوق میزنه وقتی که نویسنده دغلباز و دروغگو نباشه و با خوانندش رو راست باشه و بیاد همه چی رو مستقیم بگه و چیزی برای کشف خواننده و ساختن دانش توسط خواننده به جا نذاره ویژگی اصلی همه ی مینیمال ها غافلگیر کردنه خوانندس پیشنهاد میکنم کارهای فریبا وفی رو بخونید


@کامران غفوری توسط mazan   ارسال در سه شنبه 19 تير 1397 - 11:17

سلام
اگه بگم بهم برنخورددروغ گفتم
تندرفتین یکم،خیلی ایراد گرفتین
من سعی خودمو می کنم که این سبک داستان نوشتن اول وآخرین بارباشه،ببخشید


@mazan توسط کامران غفوری Members  ارسال در سه شنبه 19 تير 1397 - 11:50

نمایش مشخصات کامران غفوری سلام باز هم وقتتون بخیر یه بنده خدایی میگه اصلا واژه ی نقد از critic میاد که یکی از معانیش تخریبه ینی یه چیز رو بکوبی و از نو بسازی من واسه از نو ساختن شما هم پیشنهاد دادم گفتم کارهای فریبا وفی رو بخونید اما واقعا من از شما عذر می‌خوام اگه جوری برداشت کردین که بهتون بر بخوره کارل پوپر میگه در جهان امروز دیگه این آدما نیستن حرف میزنن و میجنگن بلکه نظریاتشونه داستان هم یه جهان مال من و شماست من داستان شما رو نقد کردم نه خودتون خیلی راحت میتونستم اصلا به خودم زحمت ندم و چیزی در موردش ننویسم اما واقعا نویسنده تنها چیزی که خوشحالش میکنه انتقاده چه بسا من اگه از داستانتون بیام خلاف میلم تعریف و تمجید کنم در حالیکه نکاتی رو که پیام قبلی عرض کردم رو میدونم در واقع در حق داستانتون خیانت کردم. در آخر به هر حال هر انسانی یه جهان بینی داره جهان بینی منم اینه کسی که ازم انتقاد میکنه ینی من و نوشته هام براش مهمم و نه چیزی دیگر فقط تو ایرانه که فکر میکنن پشت هر انتقادی حب و بغض شخصی وجود داره و طرف زیاده روی یا مثلا میانه روی کرده حرف آخر اینکه بنظرم هرکسی بیاد جلوی انتقاد دو تا راه باز کنه و بگی یک نوع انتقاد انتقاد سازندس و نوع دیگش مخرب به نظر من هیچ چیزی از نقد سرش نمیشه اما بازم تکرار میکنم این انتقادهای من به این معنی نیس که دیگه نباید بنویسین نخیر اصلا من چکاره هستم شما بنویسید و بنویسید که روزی برسه همه بیان به به و چه چه کنن اینطور بهتر نیس؟؟


@کامران غفوری توسط mazan   ارسال در سه شنبه 19 تير 1397 - 20:04

من مشکلی باانتقادتون ندارم،خیلی هم خوشحال شدم که نظرتونو بیان کردین
فقط من متنفرم ازاینکه بگن ازکسی تقلیدکن،یا راه فلانی رو برو تامثل اون بشی واینا...


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 تير 1397 - 08:26

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام بر شما گرامی
ورودتان را به جمع نوییسندگان داستانک تبریک می گویم.
این اثر به عنوان اولین اثرتان خیلی عالی بود و من بخوبی استعداد نویسندگی را در قلمتان مشاهده کردم. کسی که برای اولین بار این اثر را نوشته بدون شک با یادگیری بیشتر توانایی نوشتن مطالب خیلی خیلی بهتر را هم خواهد داشت.
با این که اولین کارتان است ولی بخوبی چارچوب داستان را رعایت کرده اید. شروع خوب و پایان خوب داشتید.
در کل بعنوان اولین اثرتان خیلی خیلی خوب بود. من یادم هست سالها قبل که تازه می نوشتم خیلی خیلی بد بود نوشته هایم ولی کم کم به جایی رسیدم که خودم در نویسندگی ادعا پیدا کردم.
شما بمراتب می توانید از من هم بهتر شوید ولی با آموزش و پشتکار.
اولین درس نویسندگی این است که:
بنویسید بنویسید بنویسید
چون همین نوشتن و انتشار هم قلمتان را قوی می کند و هم نظر دیگران آن را تقویت می کند.
فعلا@};-


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط mazan   ارسال در سه شنبه 19 تير 1397 - 11:18

سلام خیلی ممنون شما لطف دارین
اولین بارازکسی امیدواری گرفتم،متشکرم


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 تير 1397 - 23:20

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام و درودها
داستان عبرت آموزی خواندم ضمنا از نطرات دیگر دوستان هم استفاده کردم ،
(نویسندگان دروعگویان بزرگی هستند) جمله ای که آویزه گوش هر نویسنده ای باید باشد.
موفق و موید باشید


@زهرابادره (آنا) توسط mazan   ارسال در سه شنبه 19 تير 1397 - 11:19

سلام خیلی ممنون لطف کردین



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.