ساخت ایران

کارگاه چادر مسافرت دوزی راه انداخته بود و امیدوار بود که ماهانه ده‌ها چادر را بتواند به فروش برساند. اما در طول یک ماه از آغاز کارش هنوز حتی یک چادر را نتوانسته بود به فروش برساند.
هیچ فروشگاهی حاضر به پذیرش تولیدات او نبود تا اینکه یک روز صاحب فروشگاهی به او گفته بود: تو که لب مرز زندگی میکنی اگه بتونی برام چادرهای ایتالیایی بیاری، همه رو می‌خرم!
فردا وقتی وارد کارگاه کوچک‌اش شد، شروع به کندن مارک‌های Made In Iran کرد و مارک‌های itali را روی آنها دوخت.
تمام چادرهای مسافرتی تولید شده را همان رو بفروش رساند.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (22/11/1398),مهدی براهویی (29/11/1398),

نقطه نظرات

نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 بهمن 1398 - 21:15

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و درود . @};- @};- @};- @};- @};-


نام: مهدی براهویی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 29 بهمن 1398 - 21:53

نمایش مشخصات مهدی براهویی سلام و درود



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.