انتظار

هیچوقت صبر نکردی من هم با تو بیایم. سعی می کردی در را آرام ببندی اما با صدای بسته شدن آن من بیدار می شدم. با عجله لباس می پوشیدم، کفشهایم را پایم می کردم و با بندهای باز به دنبال تو تا کوچه می دویدم اما هیچ اثری از تو نبود.
من می ماندم و حسرت تو و سکوت مرگبار خانه و شمردن لحظه هایی که نمی گذشت. در آوار تنهایی و در خستگی انتظار تو خوابم می برد. با صدای باز شدن در حیاط بیدار می شدم و می دیدم در تاریکی آرام و بی صدا می آیی، کفشهای خیست را کنار بخاری به دیوار تکیه می دهی، جایت را پهن می کنی و دراز می کشی. چشمهایت را می دیدم که چه غمگین به گوشه ای خیره می ماند و من هرگز نمی فهمیدم به چه فکر می کنی. به تو التماس می کردم فردا مرا با خوت ببری و تو همیشه می گفتی یک روز مرا خواهی برد اما روزها می گذشت و آن روز نمی رسید.
تا اینکه یک روز با نوازشی گرم بیدارم کردی و آرام در گوشم نجوا کردی که امروز می خواهی مرا با خود ببری. صبر کردی تا حاضر شدم، کفشهایمان را پوشیدیم و راه افتادیم. سوار اتوبوس شدیم و کنار هم در یک ردیف نشستیم و اتوبوس راه افتاد. هر دو در سکوت، از پنجره به بیرون نگاه می کردیم. گذر یکنواخت و آرام مناظر و رهگذرها پلکهایم را سنگین کرد. سرم را به شانه ات تکیه دادم و در مستی حضور تو و با گرمای تنت خوابم برد. اتوبوس به ایستگاه آخر رسید و ایستاد.من بیدار شدم. تو سرت را به پنجره تکیه داده و خوابیده بودی. دستهایت سرد بود و سنگین. صدایت کردم نشنیدی، تکانت دادم بیدار نشدی. تو برای همیشه خوابیده بودی و من مانده بودم و روزهای پر از حسرت انتظار تو

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

فاطمه سادات حيدري ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (4/3/1398),فاطمه سادات حيدري (5/3/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (8/3/1398),

نقطه نظرات

نام: فاطمه سادات   ارسال در یکشنبه 5 خرداد 1398 - 16:59

چقدر زیبا بود داستان پر از معنا و عشق


@فاطمه سادات توسط علیرضا تاریوردی Members  ارسال در سه شنبه 28 خرداد 1398 - 11:11

نمایش مشخصات علیرضا تاریوردی ممنون از لفطفتون، زنده باشید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.