دوست داشتن های عجیب و غریب او

دیشب که درب یخچال را مثل همیشه باز کردم و دوباره مثل همیشه چیزی در او نیافتم جعبه صورتی رنگی در آن خود نمایی می کرد ابتدا فکر کردم شیر تک نفره است ولی خانمم توجهم داد که خامه صبحانه است. پیش تر دانسته بودم که یاد گرفته چطور می شود با خامه صبحانه خامه فرم گرفته درست کند منظور از خامه فرم گرفته همان خامه پف کرده و سبک مورد استفاده در قنادی هاست.چند وقت پیش هم به صورت غیر منتظره ای از بازار شکلات تخته ای خریده بود احساس می کنم امشب می خواهد با تمام هنر هایی که دارد کیک خامه ای با روکش شکلاتی برایم درست کند چون بلاخره شب ولنتاین است درسته امسال من هیچ پولی ندارم که مثل گذشته جشن با شکوهی برایش برگزار کنم اما هنوز عشق که هست محبت و عاطفه نیز وجود دارد.شاید در من مرده باشد اما در او هنوز زنده است و می تپد.
دیشب داشت پیشنهاد می داد چون امسال وضعت خوب نیست بیا با هم قرارداد ببندیم مثلا بجای 25 بهمن 5 اسفند ولنتاین را برگزار کنیم چانه خودش را می زد.
امروز ظهر که از سرکار با او تماس گرفتم خیلی عصبی بود شاید نشسته بود با خودش فکر کرده بود که چه شانسی دارد که گیر من افتاده منه بی پول که حتی ندارم کادوی ولنتاین امسال را برایش بخرم.نمی دانم با این اوصاف آیا باز امشب کیک خامه ای روکش شکلاتی ام را می خورم یا باید در انتظارش بنشینم تا 5 اسفند البته اگر شکلات های تخته ای تا آن تاریخ دوام بیاورد چون از وقتی فهمیدم شکلات تخته ای داریم غیر از آن باری که خودم قهوه کاموا درست کردم هر شب به او پیشنهاد می دهم یک فنجان شیر شکلات داغ درست کند تا باهم بخوریم درست است در ابتدا مقاومت می کند اما در هر حال من سر سخت تر از آنم که مقاومت ابتدایی دخترانه ای من را از رسیدن به اهدافم باز دارد.
امروز ظهر بعد از تماس با او که اخمو بود و عصبانی و البته کلافه از شیطنت های بچه سری به مغازه ی تازه باز شده ی لوازم موبایل کنار کارگاه زدم. اسپیکر های قشنگی داشت که با بلوتوث به موبایل وصل می شد. و صدای واضح آن کرد کننده بود خیلی دوست داشتم که برای کادوی امشب برایش بخرم حتی عزمم را هم جزم کردم اما بعد از یه حساب کتاب ساده فعلا تا شارژمجدد جیبم صبر میکنم
خدا امشب را ختم به خیر کند.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

مصطفی حکیمی پارسا ,عاطفه مشرفی زاده ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مصطفی حکیمی پارسا (1/3/1398),عاطفه مشرفی زاده (6/3/1398),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.