مریم...................

به نام آفریننده عشق:
نظر فراموش نشه.
یه دختر؟...یه دختر؟.....اسمش؟....هه حتی خودشو هم یادم نمی یاد"چه برسه به اسمش.
پیری هست وحافظه داغون من.
هر چی تو ذهنم کنکاش می کنم به جایی نمی رسم.
آهان اسمش مریم بود "مریم زمانی اهل جنوب سرزمین عشق.
دختر خوب محلمون.
ازخانمی کم نداشت »باوقار ومتانت و.......
راستش گاهی اوقات بهش حسادت می کردم"اما اون نه اگه نمره خوبی می گرفتم تشویقم می کرد.
یادش بخیر صبح ها سر صف خانم عطایی ناظم مدرسمون حتی مانتو بچه ها رو هم سانت می کرد تاازش یه سانت هم کم نشده باشه وگرنه آشوب می کرد.
یادش بخیر به مریم گیر می داد می گفت" اخه دختر چرا از اینا می زنی به لبات.
لباش قرمز بود مریم از همون وقتی که به دنیا اومد خشگل بودو بانمک.
سر کلاس ادبیات در حال روان خوانی فارسی بودیم .
باز هم مثل همیشه هوای گرم خرمشهر اعصابم را به بازی گرفته بود.
مخصوصا وسط ضهر ها.
به من رسید تا از روی درس بخونم"
وشروع کردنم همانا با شروع بمباران اهواز بود"
خاک بودو خون "جیغ می زدم و می دویدم "کلاس لرزید" نه خرمشهر لرزید" پا های خرمشهر سست شدو همه جا داشت ویران می شد" هنوز صدای غرش موشک ها در ذهنم حک شده است مریم دوید " اخر می ترسید بلایی سر خانواده اش امده باشد" گفتم نرو اما رفت.............................
امروز روی نیمکت مشترکمان به جای مریم یک ظرف خرمای تازه است.
هنوز چهره معصوم ونورانی وان لبان قرمز تر ازهمیشه اش را به یاد دارم "
ارام خوابیده بود ارام تر از همیشه.
قاب عکسش را می بوسم و مقنعه اش را که مادرش یادگارم داده ازاو می بویم.
به یاد روز های خوش" خندانه های کودکانه وسرود باد میان امواج پریشان موهایمامان.
وبار دیگر در های غلتان بر گونه ام می لغزند.
یاحق التماس دعا"

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

علیرضااشرفی مهابادی , یوسف جمالی(م.اسفند) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

یوسف جمالی(م.اسفند) (16/7/1398),عارفه حیدری پور (18/7/1398),علیرضااشرفی مهابادی (18/7/1398),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.