آغوشی به وسعت آغوش خود

دستی به سماور زدم اوه!فعلا داغ بود با صدای بلند صدایش زدم ، چای تازه است الان برایت می آورم ، لیوان چای را روی میز گذاشتم در آینه نگاهی انداختم او را خوب میشناختم اصلا آدمی با موهای ژولیده و لباس های نا مرتب دوست نداشت ، موهایم را شانه کردم و با کش بستم ، مقداری ا ز بیسکوییت مورد علاقه اش را از کابینت چوبی درآورم ولی ..... کلش را مورچه خورده بود ، لبم را گزیدم و قندان را روی سینی گذاشتم.
به طرف اتاق راه افتادم لبخندی به رویش زدم بی خیال از عکس العمل او لیوان چای را به دستش دادم ، و تنها صدای شکستن لیوان بود که آن لحظه به گوش رسید . بغض گلویم را به هم فشرده بود .
صدای چک چک باران از پشت پنجره زنگ خورده شنیده می شد ، با خوش حالی بلند شدم و در پنجره را باز کردم ، باز هم صدایش زدم بیا ، بیا نگاه کن تو عاشق بوی خاک باران خورده بودی حالا بیا و ببین چه بویی به راه انداخته .
چرا صدایم را نمیشنوی ، چرا نگاهم نمیکنی ، چرا ساکتی ... نگاهم به قاب عکس روی دیوار افتاد . باد تند پنجره را در هم کوبید.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.6 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

5

طراوت چراغی ,پیام رنجبران(اکنون) ,زهرابادره (آنا) ,ف. سکوت ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (7/9/1399),طراوت چراغی (7/9/1399),زهرابادره (آنا) (8/9/1399),ابوالحسن اکبری (8/9/1399),حمید جعفری (9/9/1399),حسن ایمانی (11/9/1399),پیام رنجبران(اکنون) (12/9/1399),ف. سکوت (15/9/1399),ابوالفضل ابطحی (21/9/1399),نوریه هاشمی (26/9/1399), ک جعفری (29/9/1399),عارفه حیدری پور (24/11/1399),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در جمعه 7 آذر 1399 - 01:11

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها
پایان غم انگیزی بود دستتون درد نکنه قلمتون مانا عزیزم @};-


@زهرابادره (آنا) توسط طراوت چراغی Members  ارسال در شنبه 8 آذر 1399 - 07:41

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خانم بادره عزیز لطف کردید که وقت گذاشتید و دل نوشته منو خوندید ممنون از نظر شما.


نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 8 آذر 1399 - 15:22

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام خانم چراغي.
بسيار سليس و گيرا وارد موضوع شديد و هنرمندانه نوشتيد اگرچه نقدهاي مجملي بر كار وارده. اينكه سنجشِ صفات بكار رفته در داستان را بايد سپرد به خواننده و خيلي نبايد نويسنده خودش همه چيز رو شسته و پخته تحويل خواننده بده.
نكته ديگر در داستان، كشش ها و جذابيت ها هستند كه كمك شاياني مي كنند به روايي داستان. اگر دقت كرده باشيد، نقل قصه هاي قديمي يك نوع جاذبه داشت كه آدم را ترغيب به تعقيب كار مي كرد. اين همان كشش ماجراست كه بايد در داستان نويسي نمود داشته باشه.
نكته ديگر اين كه در اين داستان ما قله ها و اسپايك ها رو نمي بينيم. همانطور كه خودتون مي دونيد يك داستان بايد اوج يا همون كلايمكس هاي مشخصي داشته باشه و فراز و فرودهاش مشخص. توي يك داستان كوتاه مي تونه چندين بار كلايمكس تكرار بشه و داستاني كه از كلايمكس و كامفليك برخوردار نباشه ، داستان كاملي نيست. اينهارو نگفتم كه بگم خودم داستان كامل مي نويسم... نه اصلا اينطور نيست. داستان هاي من داراي نواقص بسيارند اما همين كه عناصر و فراز و فرودهارو در داستان بشناسيم و بخش كوچكي از آنها رو رعايت كنيم، خيلي كار بزرگي كرده ايم. چون به اعتقاد من يك داستان نمي تونه كاملِ كامل توليد بشه. به هر حال دست شما درد نكنه. شما هنرمنديد و هنر نزد زنان است و بس. بزرگي مي گفت:
هنر امري است كاملا زنانه! زيبايي كاملا زنانه است. ترس زنانه است و...
در قديم مردهايي كه هنري داشتند مورد تمسخر قرار مي گرفتند... در كل اين را گفتم كه بدانيد نگارش هاي شما انصافا هنرمندانه است و هميشه كارهاي شما را مي خوانم...
حسن ايماني@};-


@حسن ایمانی توسط طراوت چراغی Members  ارسال در شنبه 8 آذر 1399 - 15:27

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام استاد عصرتون بخیر ، نمیدونم چطور از شما تشکر کنم به خاطر تمام نکته ها تمام تشویق هایی که از من کردید من واقعا خوشحالم که یه نفر مثه شما انقد من و مهم میدونه و هر بار داستانامو نقد میکنه عیباشو میگه ، تشویقم میکنه من از شما خیلی خیلی ممنونم .


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در شنبه 8 آذر 1399 - 21:05

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام .درود . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط طراوت چراغی Members  ارسال در شنبه 8 آذر 1399 - 22:55

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام آقای اکبری ممنون از شما


نام: حمید جعفری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 9 آذر 1399 - 11:49

نمایش مشخصات حمید جعفری @};- @};- @};-


@حمید جعفری توسط طراوت چراغی Members  ارسال در یکشنبه 9 آذر 1399 - 12:15

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت آقای جعفری ممنون که وقت گذاشتید .


نام: پیام رنجبران(اکنون) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 12 آذر 1399 - 08:03

نمایش مشخصات پیام رنجبران(اکنون)









بسیار عالی! نسبت به داستان‌های پیشین شما، رشد چشمگیری دیده می‌شود.

درود بر شما خانم چراغی.


@پیام رنجبران(اکنون) توسط پیام رنجبران(اکنون) Members  ارسال در چهار شنبه 12 آذر 1399 - 08:08

نمایش مشخصات پیام رنجبران(اکنون)








اصلاح متن:


بسیار عالی! نسبت به داستان‌های پیشین شما که آن‌ها نیز خوب بودند اما رشد چشمگیری در این داستان دیده می‌شود.

درود بر شما خانم چراغی.
شاد و سلامت باشید.


@پیام رنجبران(اکنون) توسط طراوت چراغی Members  ارسال در چهار شنبه 12 آذر 1399 - 08:09

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام آقای رنجبران ممنون که وقت گذاشتید . این نظر لطف شماست.


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 25 آذر 1399 - 00:30

خیلی عالی طراوت عزیز موفق باشین...@};- @};- :)


@نوریه هاشمی توسط طراوت چراغی Members  ارسال در چهار شنبه 26 آذر 1399 - 09:58

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام نوریه جان خیلی خیلی ممنون



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.