سنگر

سنگر چیست ؟ سنگر کجاست ؟ منطقه ای کوهستانی در نزدیکی شاه جهان با زمستان هایی بسیار سرد ، بهاری بسیار زیبا . گویند تابستان هایش سرسبز است و خرم و تماشایی . هر چه هست در این خطه از ایران زمین کلمه ی بسیار درباره اش صادق است . بسیار دور افتاده . بسیار نزدیک . بسیار کثیف . بسیار تمیز . می شود گفت یا از این طرف قضیه افتاده اند یا از آن طرف .
بگذارید شما را با عمیق ترین جای سنگر آشنا کنم . آرمود آقاجی ، تکه ای از بهشت برین !! سرزمینی آکنده از ....آکنده از .....آکنده از صدای خر !
همیشه می شود در رودخانه اش ماهی گرفت چرا که آب در این روستا گل آلود است ‌ .
مردمانش .. از مردمانش چه بگویم . هر چه تلاش می کنم تا با کلمه ای ، واژه ایی ، یا عبارتی توصیفشان کنم‌ ، نمی توانم . آن قدر خاکی که بعد از اندک بارانی گل آلود می شوند . بقدری افتاده که مارمولک گونه تن بر کوه می کشند . در سخن گفتن تبحری خاص دارند . چرا که از صنعت تصویر سازی استفاده می کنند به عبارتی صنعتگرند . بعید است به انتهای جمله ای برسند و تصویر تک تک اعضای خانواده ات از جد پدری تا جد مادری جلوی چشمانت به صورت آهسته حرکت نکنند . البته لازم است بگویم بیشتر اوقات از مادر و خواهر مایه می گذارند و اعضای داخلی و خارجی حیوانات درشت اندام را به عنوان هدیه و چشم روشنی بسته بندی کرده برایشان می فرستند .
راویان روایت کرده اند در کشاکش جنگ مردم آرمود آقاجی به فرمانده ی خط مقدم‌ پیامی فرستاده اند مبنی بر اینکه : فرمانده ما مردم آرمود آقاجی در سنگر منتظر دستور شما هستم تا به طرفه العینی با اشتیاق فراوان‌جان نثار کنیم . در پاسخ فرمانده گفته است : شما سربازان جان بر کف که در این هنگامه ی بسیار خطیر سنگر خود را رها نکرده اید اندک مدتی در سنگر خود مقاوت کنید تا نیروی کمکی برسد و به یاری خدا و شما سربازان نترس ودلیر دشمن را شکست دهیم .
به همین خاطر مردم آرمود آقاجی بعد از گذشت سالها هنوز از سنگر خارج نشده و منتظر شکست دشمن هستند .
افکار درهم و برهم اینکه کجا هستم و چرا اینجا ؟ چنان درگیرم کرده بود که متوجه نشدم چگونه به دبستان رسیده ام ......
ادامه دارد .
مور
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

اصغر محمودی (7/11/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.