خواب

گاهی مثل یه ادم متوهش زود از خواب پامیشم و درگیر اینم که نوبل رو جز اهدافم بذارم یا نه ،گاهی به فکر صبحانه و گاهی در فکر گناهی تازه
گربه ی تجاوز کننده به سگ ام که اسکیزوفرنی داره
پای تلویزیونه..... .
رادیو باز میگوید :این صبح دل انگیز بهاری بر همه شما مستدام و پراز نشاط باد.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

مهشید سلیمی نبی 2 (3/10/1398),رضا فرازمند (7/10/1398),طراوت چراغی (9/10/1398),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.