تخم مرغ فروش

دوستی داشتم که سواد کمی داشت
یه روز به من گفت قصد کار کردن دارد
از او پرسیدم چه کاری?
گفت فروش تخم مرغ های محلی در بازار تهران,
من تعجب کردم!با خودم گفتم چیکار میخواد بکنه?با خودش درگیره
چند وقت بعد زنبیلی(سبد بافته شده از حصیر)از تخم مرغ پر کرد
و راهی تهران شد
من به او خندیدم و گفتم که چقدر تخم مرغ تو زنبیل جا میشه
که میخوای درآمد داشته باشی?
الکی نرو همه بهت میخندن,اما اون گفت از بیکاری که بهتره,
کم کم درآمدم رونق میگیره
من با حالت ناامیدی بهش گفتم موفق باشی
چند روز بعد دوباره به شمال آمد و ۳ تا زنبیل تخم مرغ پر کرد
و با خودش برد و پس از فروشش,مجدد به شمال آمد و به من گفت مشتری زیادی جذب کرده,
شروع به خریدن تخم مرغ های محلی بیشتری کرد و با وانت به تهران رفت,
چند سالی گذشت و من اون دوستمو ندیدم,
تا که یک روز یه خودروی مزدا۳ نیو زیر پام ترمز کرد,
شیشه ماشینشو داد پایین و گفت سلام ایمان ,خوبی,بشین تو ماشین
من از تعجب دهانم وا شد و زبونم بند اومد
خوشحال شدم و با تعجب پرسیدم که چیکار کردی?
تو که پول یه دوچرخه رو هم نداشتی
اره همون دوستم بود
به من گفت وقتی بازار فروش تخم مرغم رواج پیدا کرد من یه مغازه اجاره کردم,
و بعد از اون مغازه ای خریدم و شعبه اضافه کردم.
من که روزی به دوستم میخندیدم و فکر میکردم چون بیسواده
و شروع به کاری کرده که پولدار شدن از اون طریق تقریبا غیر ممکنه اونم
با سرمایه خیلی خیلی اندک,به وجودش افتخار کردم
بله دوستان گاهی سخت میگیریم
گاهی فکر میکنیم موفقیت یعنی پارتی ,پول,تحصیلات و غیره...
اما موفقیت تنها در ذهن ماست
با قدرت ذهن و تفکر, انسان قادر به رسیدن هر موفقیتی است.
دوست من هم اکنون صاحب ۵ مرغداری در گیلان و مازندران
 و با میلیاردها سرمایه یکی از بزرگترین تاجرین تخم مرغ
 و کارآفرین بزرگی در این عرصه است.

داستان واقعی
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

مرتضی حبیب االهی یان ,متین یحیی زاده ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (9/12/1398),مرتضی حبیب االهی یان (12/12/1398),سلمان مرادی (12/12/1398),متین یحیی زاده (16/12/1398),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.