دیوانه

شبی را در کنار دوستان نشسته بودم,فردی از دور سمت ما می آمد
یکی یکی از صندلی بلند شدند و گفتند ای وای فلانی داره میاد,
گفتم مگه کیه?گفتند:دیوونه است ما بریم تا فحشمون نداده,
همه رفتند و من نشستم چون برام جالب بود که چرا اون دیوونه
است,اومد پیشم و روی صندلی کنارم نشست و گفت سلام میتونم
یه کام از قلیونت بگیرم,خیلی خسته ام,من گفتم بله البته,بفرمایید;
شروع به شعر گفتن کرد,شعر هاش خیلی زیبا و فصیح در وصف یک
شخصی بود,گفتم آقا این شعر ها رو در وصف کی گفتی که اینقدر
زیباست?اخه قبل از این که شما بیاین همه بلند شدن و رفتن چون
می گفتن دیوونه ای,پیرمرد با لباس پاره پوره و با کفشی که همش
خاکی بود یه کام بلند از قلیون گرفت و دودش و داد بیرون و لبخند
زد و رو به من گفت,من کارمند آتش نشانی بودم و پسری داشتم ۱۰
ساله,عاشقش بودم,یک روز که برای بازی بیرون رفته بود داخل خونه
خرابه ای شد و سقف خونه رو سر بچه ی من آوار شد و پسرم مرد
بعد اون کمرم شکست و داغون شدم و به سمت مواد مخدر رو آوردم
که شاید آرومم کنه ولی دیدم فایده ای نداره و ترک کردم ,از اون
تاریخ این شعرها رو گفتم و تنها همین شعر ها آرومم میکنه;
من که خیلی ناراحت بودم دست رو شونه اش گذاشتم و گفتم در
جهانی که همه دیوانه اند تو عاقل ترین دیوانه ای.
●ما نمی دانیم چه کسی چه دردی دارد چه رنج هایی کشیده است
یاد گرفته ایم قضاوت کنیم و به لباس پاره و داد و فریاد کسانی که
از دردی جانسوز رنج میبرند بخندیم و آنها را دیوانه خطاب کنیم,
من آن جا ماندم و فهمیدم که فردی را که همه دیوانه خطاب اش می
کردند تنها یک عاشق بود.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.0 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (1/4/1399),طراوت چراغی (1/4/1399), ک جعفری (3/4/1399),طراوت چراغی (5/4/1399),

نقطه نظرات

نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 1 تير 1399 - 16:38

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت شما آقای فلاح کاظمی راستش اول که متنتونو خوندم خیلی برام جذابیت نداشت دوباره از اول مرورش کردم ، یه نکته های ریزی در دل و وجود متنتون به کار بردید که باعث زیبایی تحریرتون شده ، مثلا یکی از اونا تناقض هست که در جای جای متنتون خودشو نشون داده ، اینکه مشکلات امروز جامعه رو یادآور شده به زیباییش افزوده، متنتون متن عمیقی هست که از وجود همین جامعه امروزی بلند شده ، زیبا بود .
با آرزوی موفقیت برای شما .


@طراوت چراغی توسط ایمان فلاح کاظمی Members  ارسال در پنجشنبه 2 مرداد 1399 - 15:09

نمایش مشخصات ایمان فلاح کاظمی خیلی ممنون از توجه شما,لطف دارید❤



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.