کلفتی نان را بگیر و نازکی کار را

کلفتی نان را بگیر و نازکی کار را .
یک سرکارگری بود بنام استادمحمد ایشون سرکارگر بچه های بود که سرکوره آجر پزی کار می کردندو وقتی این کامیون می اومد برای بار ایشون کارگر براش پیدا می کرد تا آجر بارکنن یه روز یک کامیون آمد واستا محمد رفت 4نفر پیدا کرد که ماشین بار کنن دونفر می فرستا داخل ماشین ودونفر بیرون ویا پایین ماشین به یکی از کار گرها که پایین بود گفت تو وایسا بغل آجر پرت کن بالا کارگر گفت من نمی تونم موکوچکیم اذیت می شم حالا این کار که خدش کوچیک می دونست قدش 170سانت بود بعد بهش گفت بعد گفتش برو جاتو با نفر پشت سریت وض کن اون قدش ازتو کوتاه تره خلاصه قبول کرد
بطوریکه وقتی بغل آجر پرت می کرد به کارگر کوچکتر بغل آجر درست می خورد توی سینه وچونه کارگره بنده خدا این کار گر کوچیکه هربار یه ضربه
می خورد توی سنه وچونه اش واز طرفی باید بغل آجر پرت می کرد برا نفری که بالای دستش بود خودش می پرید بالا تا آجرهارا برسونه به نفر سوم موقع دستمزد شد استادمحمد همه را بطور یکسان دستمزد داد بعد با اعتراض کارگر ی که اعتراض داشت مواجه شدبه استادمحمد گفت چرا منو اندازه این کارگر که ازمن قدش کوتاه تر دستمزد می دهی منو باید بیشتر بدی هم قدم بلندتر وهم سنم از او بیشتر
استادمحمد گفتش خونه آبادنازکی کارمی خوای وکلفتی نون و این که ازشما کوچکتر بقول خودتون ازهرسه شما کارش سختتر بود تاآخر کارهم اعتراضی نداشت ببین سرصورتش چکار کردی باضربه های که بهش می زدی این اگه احتیاج نداشت نمی آومد دنبال کار که شما اذیت ش کنید یعنی هرکه کوتاهتره ،سن وسال کمتری داره باید کارنکنه پول درنیاره من که از شما بیشتر ندادم ،کمتر خداخوشش نمی یاد زحمت کشیده باید مزدش کامل بگیره نه کمتر شما
منوچهر فتیان پور 99/04/28
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

نوریه هاشمی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

نوریه هاشمی (2/5/1399), ک جعفری (4/5/1399),منوچهر فتیان پور (6/5/1399),طراوت چراغی (9/5/1399),بهروزعامری (13/5/1399),

نقطه نظرات

نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 2 مرداد 1399 - 15:53

داستان خوبی لذت بردم.


نام: منوچهر فتیان پور کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 مرداد 1399 - 04:51

نمایش مشخصات منوچهر فتیان پور درود بر نویسنده هنرمندم نوریه خانم هاشمی
حضور ارزشمندتان را ارج می نهم

@};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.