از ترس نفرت کن

دختری از خواب بر شدت بر می خیزد و به گریه کردن آغاز می کند این دختر اسمش آلسا بود و در کشور روسیه زنده گی می کرد همراه با خونه واده اش اقامت می کردن آلسا با ترس اش مشکل داشت و هیچ راهی برای گم کردن ترسش پیدا نکرد . روزی رفت به دنبال لوحه های لباس وقتی اونجا متوجه شد که در یک لوحه به اسم اصلاح ترس نوشته بودن آدرس را از لوحه گرفت و به دنبال آن حرکت کرد تو راه خیلی به تشویش بود که آیا میتونن از شری این ترس آلسا را نجات بدهن به خانه جادوگر رسید
ادامه دارد..............
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

نوریه هاشمی ,نعیمه مرادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

نوریه هاشمی (12/4/1399),هادی هادوی (13/4/1399),بهروزعامری (13/4/1399),نعیمه مرادی (13/4/1399),طراوت چراغی (14/4/1399),نرجس اکبری (14/4/1399),

نقطه نظرات

نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 12 تير 1399 - 10:06

نمایش مشخصات حسن ایمانی درود بر نويسنده محترم، خانم هاشمي
خوشحاليم كه داستاني از يك خانم نويسنده اهل كابل مي خوانيم...
با اجازه شما چند نكته رو روي داستان داشته باشيم. يك اينكه وقتي داستاني مطول مي خواهيم بنويسيم نبايد قسمت بندي داستان رو در چند خط و يكي دو پاراگراف ببنديم و خواننده رو بلافاصله معطلِ قسمت بعد كنيم. جا داشت اينجا داستان شما تا بيست سي خط حتي پنجاه خط ادامه پيدا مي كرد و بعد كات مي داديد و مي رفتيد سراغ قسمت دوم. ما هنوز انتظار داريم بيشتر به شخصيت داستان پرداخته بشه و بخشي از ورود به داستان رو با آب و تاب بيشتري شاهد باشيم. اما در اينجا فوري به ترسي كه آلسا دارد اشاره مي كنيد. اينگونه پرداخت ها از كيفيت داستان مي گيره. نوع متن و نگارش داستان ، مخصوصا داستان هاي طولاني، نياز به شاخ و برگ داره و لازمه كه شما دريچه هاي مختلفي براي ورود به موضوع باز كنيد و خواننده رو در نقاطي از كار درگير حواشيِ جريان كنيد...

ادامه دارد...


نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 12 تير 1399 - 10:11

نمایش مشخصات حسن ایمانی ادامه...

... مثلا عناصري كه منجر به ايجاد ترس ميشه رو در كار بياريد و بگذاريد خودِ خواننده به مرور در جريان ترس قهرمان داستان قرار بگيره نه اينكه نويسنده در جايگاه روانشناس، گزارش نويسي كنه. گزارش نويسي با اصل داستان تفاوت داره و لازمه كه عناصري چون شخصيت پردازي، بزنگاه داستان و گره داستان و نتيجه كار رعايت بشه. شسته رفته همه چيز رو در اختيار خواننده قرار ندهيد. اينجا ما با تعريف يك قصه ساده روبرو هستيم در حاليكه تعريف قصه چيز ديگه ايه و داستان چيز ديگه. در داستان عناصر ادبي و فني بكار گرفته ميشه اما در قصه خبري از عناصر داستان نيست و راوي پشت سر هم يه چيزي رو تعريف مي كنه و ميره. داستان شما بايد حتما شكل و شمايل داستاني داشته باشه. مثلا داريد ميگيد آلسا با خانوده اش در روسيه زندگي مي كنه و در خط بعدي ميگيد اقامت مي كنه. اصولا براي افرادي كه اهل جايي هستن و كلا خونه زندگيشون در همون جاست كلمه اقامت بكار نميره. درسته كه معني اقامت هم نوع استقرار و سكونت محسوب ميشه اما بيشتر براي زندگي مهاجرين و افراد مسافر بكار ميره. بنابراين وقتي شما اشاره به محل زندگي آلسا مي كنيد لزومي نداره دوباره واژه اقامت رو بكار ببريد. اينا نكته ست. خواننده از تكرار واژه ها و استعاره ها و پاراگراف هايي كه ميخواد يه حرفي رو دو بار بزنه، بيزاره...
اميدوارم در جريان پرداخت به زندگي آلسا قسمت هاي بعدي رو قوي تر ببينيم...

حسن ايماني


@حسن ایمانی توسط نوریه هاشمی Members  ارسال در پنجشنبه 12 تير 1399 - 10:38

سلام عرض میکنم خدمت شما جناب ایمانی ممنونم از این که داستان من رو خوندید لطف شما هست من هم خورسندم که در جمع شما پیوستم . در آینحتما بیشتر کوشش خواهم کرد
ممنونم.
:)


@نوریه هاشمی توسط نوریه هاشمی Members  ارسال در پنجشنبه 12 تير 1399 - 10:42

در آینده حتمآ داستان هامو وارد سبک های بهتر میکنم ممنونم از اینکه به من یاد واری کردن بازهم دست تون درد نکونه در آینده داستانهام بهتر خواهد شد ممنونم


نام: هادی هادوی کاربر عضو  ارسال در جمعه 13 تير 1399 - 08:49

نمایش مشخصات هادی هادوی سلام خانم هاشمی عزیز
خوشحالم به جمع نویسنده ها پیوستید و از این سن شروع کردید جا برای پیشرفت شما بسیار باز است
امیدوارم با بکارگیری نکات جناب آقای ایمانی نوشته های بعدی را قویتر ببینیم
نویسا باشید


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در جمعه 13 تير 1399 - 10:48

سلامت باشی دوست عزیزم حتما در آینده بهترین داستان ها را خواهم نوشت


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در جمعه 13 تير 1399 - 11:22

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام
تبریک که شروع کردید
نوشته زیاد بخونید
بخودتان زیاد فکر کنید
دنیا رو خوب وکامل ببینید
بنویسید دور بریزید و دوباره بنویسید
درودها
@};- @};- @};-


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در جمعه 13 تير 1399 - 11:58

ممنونم استاد گرامی لطف و مهربانی شماست@};- @};-


نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در شنبه 14 تير 1399 - 10:09

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام به نوریه عزیز از اینکه شروع کردی یه داستان بلند بنویسی خیلی خوبه ، و میتونی به بهترین شکل تحریرش کنی فقط نیاز داره که یه خورده ، ریزتر و دقیق تر به عمق و وجود داستانت بری ، از شکل محاوره ای ام خارجش کنی ، امیدوارم موفق باشی .
طراوت چراغی


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در شنبه 14 تير 1399 - 10:24

سلام خدمت شما دوست عزیز طراوت چراغی ممنونم از نظر های شما حتما در آینده بیشتر کوشش میکنم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.