قفس تنهایی

پسری جوانی دراتاقش تنهانشسته بودودوپاهای خودش رادرآغوش گرفته بود.وهمه فکرش ناامیدی وبی احساسس بود.وهمیشه دلش می خواست یک آدم پرانرژی ومثبت گرایی باشدولی نمی دانست چطوری ؟خیلی ازهمه کمک می گرفت وهیچ کسی اوراتحویل نمی گرفت وفقط مسخره می کردند.واین برایش خیلی ناراحت کننده بود.وفقط دلش می خواست تواتاقش بشنیدودرفکروفروبرودواین برایش یک جهنم وبی انگیزه ای به حساب می آمد.وبه این فکرآفتادکه بایدتلاش وکوشش کندتابه هدفی که دلش می خواهدبرسدوباتوکل به خداوندبزرگ ومهربان بلندشدواون اتاق سردوبی روح راترک کردمی دانست یک روزی ازراه خواهدرسیدکه به گذشته هایی خودش خواهدخندید.همه تلاش راباکوشش وتلاش ادامه دادوهیچ وقت نترسیدچون می دانست .شکست موجب پیروزی خواهدبود.بنابراین باکارکردن شروع کردوصبح تاشب به تلاش وکوشش خودش ادامه داد.ودرس رامی خواند.وبعددردانشگاه خوب وبزرگ قبول شدودررشته پزشکی نفراول شدوبه درس خواندن ادامه داد.
واین خیلی خوشحال شده بودچون تلاشش جواب داده بود.به دانشگاه رفت وشبهاکارمی کردوهیچ وقت ناامیدنشده بود.
درتمام روزهافقط به آینده مثبت فکرکرده بودوبه جزتوکل برخداوندبزرگ به کسی دیگری توکل نکرده بود.درس خواندوبه اون آدمهای که اورابی کفایت بی لیاقت حساب می کردندکمک می کردوآنهاازاین حرفهای که قبلابهش زده بودند.شرمندی وحسرت به جاگذاشته بود.
پس این رابایدبدانیم که هیچ وقت شکست رانبایدمانع پیشرفت یک انسان بشودوبایدهمیشه تلاش وکوشش کندتابه پیروزی برسد.
این رمزپیروزی هرانسانی درزندگیش خواهدبود.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

ابوالفضل ابطحی ,زهرابادره (آنا) ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالفضل ابطحی (7/9/1399),زهرابادره (آنا) (8/9/1399),طراوت چراغی (8/9/1399),ابوالفضل ابطحی (8/9/1399),ابوالحسن اکبری (8/9/1399),ابوالفضل ابطحی (9/9/1399),طراوت چراغی (9/9/1399),ابوالفضل ابطحی (9/9/1399),ابوالفضل ابطحی (9/9/1399),ابوالفضل ابطحی (10/9/1399),ابوالفضل ابطحی (10/9/1399),ابوالفضل ابطحی (10/9/1399),ابوالفضل ابطحی (11/9/1399),ابوالفضل ابطحی (12/9/1399),ابوالفضل ابطحی (14/9/1399),ابوالفضل ابطحی (15/9/1399),ابوالفضل ابطحی (18/9/1399),ابوالفضل ابطحی (20/9/1399), ک جعفری (29/9/1399),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در جمعه 7 آذر 1399 - 01:23

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها آقای ابطحی عزیز
داستان سرشار از امیدتان را خواندم شروع خوبی داشت .آخر داستان نباید نتیجه گیری میکردید نتیجه گیری را به عهده خواننده هست . در کل با مطالعه داستان ها و متن های بیشتر موفق خواهید شد ان شالله @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.