فراسوی حقیقت

آری میروانا تو راست گفته بودی...!
این زندگی یک بازی بیهوده ویک پوچی مطلق بود،اکنون به یقین رسیده ام که این دنیا بی ارزش ترین آفریده خداست! وسرانجام دراین ایام به این راستی پی بردم که حقیقی ترین اتفاق دراین دنیا تنها مرگی بی صداست...
حال که موهایم به رنگ دندان هایم درآمده، حقیقت واحد پندهایت را فهم میکنم، اما افسوس که اندکی دیر است؛ اکنون چاره ای ندارم جز درآغوش کشیدن گرانیت سردت...!
مرا ببخش میروانا، روحت شاد...

برشی از رمان: فراسوی حقیقت
نویسنده: علی ستارزاده
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (12/8/1399),ابوالفضل ابطحی (14/8/1399),علی ستارزاده (19/8/1399),طراوت چراغی (22/8/1399),زهرابادره (آنا) (23/8/1399),

نقطه نظرات

نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 12 آبان 1399 - 11:24

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام آقای ستارزاده به سایت داستانک و انجمن نویسندگان خوش اومدید، متن زیبایی بود از خوانشش لذت بردم امیدوارم آثار فاخری از خودتون باز هم در سایت بزارید .
خوشحال میشم به داستانک های من هم سر بزنید.


@طراوت چراغی توسط علی ستارزاده Members  ارسال در پنجشنبه 15 آبان 1399 - 15:19

نمایش مشخصات علی ستارزاده سلام و درود متشکرم از لطف شما


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در جمعه 23 آبان 1399 - 09:35

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها
متن فلسفی عمیقی از شما خواندم
برای قلم تان آرزوی موفقیت دارم


@زهرابادره (آنا) توسط علی ستارزاده Members  ارسال در شنبه 24 آبان 1399 - 22:02

نمایش مشخصات علی ستارزاده درود... کمال امتنان از لطف شما



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.