یک اتفاق ساده

نگین دستش را بالا برد و مانند وقتی که باله میرقصید برروی انگشتان پای چپش بلند شد.س‍‍‍پس چرخید و دستانش را جمع کرد.با نوک انگشتان یک گام پرید.یک گام و دیگر در این دنیا نبود.
روی جاده جسد زنی با جمجمه ترکیده و پاهای شکسته وجود داشت.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.4 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

ناصرباران دوست ,پیام رنجبران(اکنون) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

فرزانه بارانی (16/3/1393),آریامنتقد (16/3/1393),هستی مهربان (17/3/1393), ناصرباران دوست (18/3/1393),زهرا فیروزی (18/3/1393),نازنین کریمی (18/3/1393),مصطفی فخاری (21/3/1393),مجید رجبی (27/3/1393),میثم زارع (26/5/1393),پیام رنجبران(اکنون) (15/8/1393),نازنین کریمی (9/9/1393),سبحان بامداد (28/9/1393),حسین خسروجردی خسرو (14/10/1393),نازنین کریمی (8/7/1396),نازنین کریمی (22/8/1398),نازنین کریمی (10/9/1398),

نقطه نظرات

نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 18 خرداد 1393 - 09:03

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام
به نظر من تمام مشخصات یه داستان مینی مال خوب را داره !
پایا و نویسا بمان هرچند راهی بس دشوار پیش رو است


@ ناصرباران دوست توسط نازنین کریمی Members  ارسال در یکشنبه 18 خرداد 1393 - 22:19

نمایش مشخصات نازنین کریمی درود بر شما
خوشحالم که خوشتون اومد
همین آرزو را برای شما آرزومندم دوست عزیز


نام: پیام رنجبران(اکنون) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 14 آبان 1393 - 01:36

نمایش مشخصات پیام رنجبران(اکنون) درود...
فوق العاده عالی...فوق العاده عالی...لذت بردم.
@};-


@پیام رنجبران(اکنون) توسط نازنین کریمی Members  ارسال در پنجشنبه 13 آذر 1393 - 23:47

نمایش مشخصات نازنین کریمی درود
خوشحالم که لذت بردید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.