معرفی حسن ایمانی


حسن ایمانی
جنسیت: تاریخ تولد: پنجشنبه 1 فروردين 1353
کشور: ايران شهر: تهران
hasanimani
من حسن ایمانی هستم. نویسنده و عضو اهل قلم ایران. اولین داستان بلند خود را درباره جنگ آمریکا و متحدانش علیه عراق در سال 2003 ميلادي نوشتم به نام "جنگ و عشق" که یک روایت مستند اجتماعی است و می توانید از طریق سایت کتاب دات آی آر با آن آشنا شوید.
دیگر آثار بنده:
فقط سه دقیقه! _ سه خط قصه! - پازل _ عزم و رزم _ کلینیک مدیریت _عبور - جنگ و عشق -تق تق تق! كرونا هستم!- 150 سال درخشش _ هديه اي براي بيل گيتس ...



آخرین داستان ها ارسالی

تو دیگه مرد شدی!

نمایش مشخصات حسن ایمانی تو دیگه مرد شدی! روز سه‌شنبه توی بازارچه دست‌فروش‌های شهر لیما _ پایتخت پرو_ هیچ مردی دیده نمی‌شد. همه فروشنده‌ها و خریدارها زن بودند! در این میان پسربچه‌ای که یک کلاه بزرگ حصیری به سر داشت و یازده، دوازده ساله به نظر می‌رسید توجه دو مأمور پلیس شهر را به خود جلب کرد. آن‌ها خود را به پسربچه رساندند

من برای کمک به بیمارها آماده‌ام!

نمایش مشخصات حسن ایمانی من برای کمک به بیمارها آماده‌ام! توی یکی از بیمارستان‌های ایران، بعد از ۲۵ سال‌تر و خشک کردن بیمارها، زمان بازنشستگی‌اش فرا رسید. در بحبوحه رهایی از کار سختِ پرستاری، نامه‌ای برای رئیس بیمارستان نوشت و درخواست بازنشستگی کرد. رئیس هم دستور داد کارهای بازنشستگیِ زین‌العابدین انجام شود و او به مرخصی پایان کار برود

گردشگری روی آب‌های نیل

نمایش مشخصات حسن ایمانی گردشگری روی آب‌های نیل مصر جاهای زیادی برای دیدن دارد. هنوز چند شهر را خوب ندیده بود که از یک کشتی تفریحی روی آب‌های نیل سر درآورد. تئو به عنوان یک گردشگر جوان از کشورهای زیادی دیدن کرده بود و مصر می‌شد بیست و چهارمین کشوری که به آن پا گذاشته است. توی کشتی تفریحی یک خانم جوانی

کاگیسو در اردوگاه جهنمی

نمایش مشخصات حسن ایمانی کاگیسو در اردوگاه جهنمی جهنم کمترین واژه‌ای بود که می‌شد برای اردوگاه موریا در جزیره لیسبوس یونان به کار برد. یک منطقه ناامن و خطرناک برای نگهداری مهاجرینی که قصد ورود به اروپا را داشتند. آب آشامیدنی آلوده، جیره‌های کم غذایی، تهدید و تجاوز، جنگ‌ودعوا، مواد مخدر، انواع و

کرونا در مترو

نمایش مشخصات حسن ایمانی کرونا در مترو مرد جوانی که ماسک به صورت دارد وارد ایستگاه متروی مسکو شد .خیلی جدی به نظر می‌رسید. از لای جمعیت خودش را رساند کنار درِ ورودی پنجمین واگن. دو سه دقیقه بعد، مرد جوان جلوی چشم چند مسافر خودش را انداخت کف قطار! انگار که مورد هدف قرار گرفته باشد. دو سه تا مسافر با دیدن این صحنه خود را رساندند بالای سر او

من بزرگ‌تر از لیونل مسی بودم

نمایش مشخصات حسن ایمانی من بزرگ‌تر از لیونل مسی بودم مجری برنامه فوتبال کسی نبود جز لوبو کاراسکو. مهمان برنامه هم دروازه‌بان قدیمی تیم ملی آرژانتین به نام هوگو گاتی، ملقب به "دیوانه". مجری فوری رفت سراغ تفسیر بازی رئال مادرید و بارسلونا. دو گل حیرت‌انگیز لیونل مسی به رئال همه تماشاگرها را به وجد آورد

راشل و استاد دانشگاه

نمایش مشخصات حسن ایمانی راشل و استاد دانشگاه راشل یک وقت‌هایی فکر می‌کرد چه چیزی باعث شد وارد رشته جامعه شناسی شود؟ چند بار باید از پدر حرف می‌شنید که تغییر رشته بدهد! مادر ولی عقیده‌اش فرق می‌کرد. او همیشه سعی داشت جلوی سابین که ماه‌ها می‌شد از راشل خواستگاری کرده بود از دخترش تعریف کند. پر آب‌وتاب!

خداحافظ ستاره موسیقی آفریقا

نمایش مشخصات حسن ایمانی خداحافظ ستاره موسیقی آفریقا خانم پرستار بالای سرش آمد و گفت: - هنوز باور نمی‌کنم شما روی تخت بیوفیتد مانوی بزرگ... مانو دیبانگو نگاهی به پرستار انداخت و با صدای ضعیف و شکسته گفت: - دنبال خیلی چیزها بودم. نه برای خودم. برای همه مردم دنیا... صلح، آزادی، رفع گرسنگی، ماندلا... پرستار

شعر نیما _ سبک نیما

نمایش مشخصات حسن ایمانی شعر نیما _ سبک نیما نیما چهارده سال سن داشت. عاشق شعر به سبک نیما یوشیج. چندتایی شعر سروده بود که یک روز حال و هوای مادر با شنیدن شعرهایش عوض شد. حال و روز دو تا داداش دیگر هم. ولی بابا قضیه‌اش فرق می‌کرد. مگر توی خانه پیدایش می‌شد که بخواهد حال و روزش با شعرهای نیماییِ نیما عوض شود

عشق مرز نمی‌شناسد

نمایش مشخصات حسن ایمانی عشق مرز نمی‌شناسد دیدارهای این چند روز با بقیه دیدارها فرق می‌کرد. شاید قبلاً می‌شد همدیگر را در آغوش کشید و بوسید اما این بار... خب سن و سالی از آن‌ها گذشته بود و به توصیه دوستان باید مراقبت می‌کردند. به خصوص دوستانی که آن‌ها را می‌شناختند. دیگر می‌رفت که دیدارهای این دو عاشق و معشوق، تیتر اول رسانه‌های جهان شود