معرفی مرتضی خبازیان زاده


مرتضی خبازیان زاده
جنسیت: تاریخ تولد: چهار شنبه 11 تير 1348
کشور: ايران شهر: تهران


آخرین داستان ها ارسالی

سکان ها و کشاله های خون

نمایش مشخصات مرتضی خبازیان زاده هیچ کدام از بچه‌ها، رفتارها و حرف‌ها، هیچ نشانی از خستگی و فشار طاقت فرسای دوره‌ی آموزشی نداشت. روزی که قرار شد پنج نفر از بهترین غواصان تیپ را برای یک دوره‌ی آموزشی خاص انتخاب کنم، تقریبا همه می دانستند چطور دوره‌ای خواهد بود. بچه‌ها به هم نگاه می‌کردند و هیچ کس پیش قدم نمی شد

شبِ بویناکِ شط

نمایش مشخصات مرتضی خبازیان زاده آن جهان میخ کوب شده، آن نگاه خشمگین، شیخ مغفوری که روی زمین به‌خود می‌پیچید، پیشتابی که در مشت فشرده می‌شد و دود سفید رنگی که از جلوی چشم‌های حمدان می‌گذشت، همه و همه در کمتر از ثانیه‌ای، دیگر خاطره‌ای دور بود. برای مردمی که بر سر شیخ مغفور گرد می‌آمدند، حمدان دیگر نبود، تنها

موی کثیف بُز

نمایش مشخصات مرتضی خبازیان زاده حمدان کلون در را انداخته، از دالان برمیگشت که صدای در بلند شد. جعفر بود که سراسیمه خود را به خانهی برادر رساندهبود. گفت که همین امشب مامورها به خانهات میآیند. او گفت از پاسگاه خبردار شده که رییس پاسگاه فهمیده که تو چه میکنی. آن سالها رییس نظمیه‌ی محمره و اهواز با کشتن

کِل کشیدن در خیابان خالی

نمایش مشخصات مرتضی خبازیان زاده کارمند بیمارستان سینا به پیرزن می‌گوید بیایید و میت را ببرید برای دفن. آن وقت‌ها همه‌ی مرده‌ها میت بودند. پیرزن چیزی می‌گوید به عربی، اما کارمند بیمارستان منظورش را متوجه نمی‌شود. پیرزن می‌آید بیرون و خیابان خالی را بالا و پایین می‌رود چندبار، تا این که خَلَف را می‌بیند و به او می‌گوید که همراهش بیاید