معرفی فروغ قاری دزفولی


فروغ قاری دزفولی
جنسیت: تاریخ تولد: چهار شنبه 25 آذر 1377
کشور: ايران شهر: اهواز
من یه دختر شیطونم اما فقط پیش دوستام.همیشه لبخند میزنم پیش بقیه و گریه هام واسه بالشتم و خرس کوچولومه.تنها نیستم اگه معنای تنهایی واسه شما بودن آدم دور و اطرافت باشه.مینویسم واسه دل خودم.دیوونم.ممکنه یه دفعه تو اوج شادی و خنده قیافه ی گربه ی کوچولوی ناراحت و ببینم و اشکم درآد.شمایی که مطالبمو میخوانی نقد کن ولی توهین نه...من با همه ی این دیوونگیا واسه خودم یه نیمچه شخصیت دارم که خوشبختانه تا الان کسی لگدکوبش نکرده...پس حواستو جمع کن...مرسی.
خداحافظ


آخرین داستان ها ارسالی

یلدایم

نمایش مشخصات فروغ قاری دزفولی وقتی بعد از مدت ها وَ با تکیه بر یک حس ناشناخته ی متلاطم شروع به نوشتنِ متنی میکنی که نمیدانی قرارست با چه حرفی آغاز شودُ با چه حرفی به پایان برسد ، سردرگم تر از همیشه میشوی... دیگر نه آهنگِ کی اشکاتو پاک میکنه ی ابی فایده داردُ نه پاییزِ شادمهرعقیلی...حتی فریاد زدن های شجریان هم کار ساز نیست

دغدغه ی پاک

نمایش مشخصات فروغ قاری دزفولی بازهم کنایه دیگرا آزارش میداد و او حرفی نزد و فقط لبخندی تلخ بر لبانش نشاند.این بار فرزندش طاقت نیاورد و رو به آنها گفت: مگه بابای من خودش خواست که فرزند شهید بشه که شما میگید آره همه کارات با این سهمیه ی بچه شهید بودنت رد شده...بابای من خودش خواست که باباش واسه آرامش کشورش و ناموسش

بازهم بوی خوش آشنایی

نمایش مشخصات فروغ قاری دزفولی میبویید و جلوتر میرفت،دستانم روی چشمانش بود،جایی را نمیدید.دستانش را روبرویش دراز کرده بود.میخندید و با عشق نامم را صدا میزد و خواهش میکرد چشمان زیبایش را باز کنم. میگویم:حس نمیکنی؟بوی خوش آشنایی... فریاد میزند:گل یاس. دستانم را برمیدارم.میخندد و در آغوش میگیرد جسم خسته ام را.لب های خسته ام را میبوسد

بغض من زیر گریه ی ابر

نمایش مشخصات فروغ قاری دزفولی دخترک تنها با جامه ای درویشی و زخمی زیر سایبان خانه ای قصر مانند ایستاده و چشم بر پنجره دوخته است.آن سوی پنجرهدر خانه ای گرم و نرم ، دختر بچه هایی همسن و سال او کنار شومینه در حال بازی با عروسک هایی هستند که قیمتشان چند برابر قیمت فروش زندگیش است.زندگی ای که با وجود تنها کسش گرم بود