معرفی سبحان بامداد


سبحان بامداد
جنسیت: تاریخ تولد: دوشنبه 9 دي 1370
کشور: ايران شهر: شیراز_لارستان
فی البداهه نویسی در داستانک...

تمامی داستان ها فی البداهه نوشته شده است و فاقد ویرایش اولیه میباشد... پس خرده نگیرید!


آخرین داستان ها ارسالی

چغندر

نمایش مشخصات سبحان بامداد برگ امتحان زبان رو تحویل داد.از موسسه خارج شد ...هوا سرد و تاریک و خیابون خلوت!! نگاهی به ساعتش انداخت ... ساعت هشت ...!! پیاده رو پر از برگ درخت و گوشه وکنار هر ساختمان کیسه زباله هایی که هر کدام وعده ی پُر و پیمانی برایِ گربه های محل شده بود.خودش رو به خیابون اصلی رسوند .سوار بر تاکسی شد

احتمالات من

نمایش مشخصات سبحان بامداد کل اتاق بهم ریخته بود .من که همه وسایلمو جمع کردم و نواحی تحت فرماندهی خودمو مرتب کردم. ولی انگار نه انگار که هر روز به محمد میگفتم وسایلتو نظم بده .از بس که بهش گفتم دیگه افتاده رو دنده لج و عمدا بیشتر وسایل رو بهم میریزه. منم برای اینکه واقعا درک کنه بی نظمی چیه کتابایی که حس میکردم

احتمالات من

نمایش مشخصات سبحان بامداد کل اتاق بهم ریخته بود . همه ی وسایلم رو جمع کردم و کاملا همه نواحی تحت فرماندهی خودم رو مرتب کردم. ولی انگار نه انگار که هر روز به محمد میگم وسایلتو نظم بده .از بس که بهش گفتم دیگه افتاده رو دنده لج و عمدا بیشتر وسایل رو بهم میریزه. منم برای اینکه واقعا درک کنه بی نظمی چیه کتابایی که

مدارهای مخابراتی

نمایش مشخصات سبحان بامداد کلاس مدار مخابراتی بالاخره تموم شد .استاد که وایستاد با چند نفر در حال حرف زدن . ما هم خودکارا و جزوه رو شوت کردیم تو کیف لپ تاب. زود رفتم بیرون از کلاس که برم اتاق پروژه و باقی کارای ربات رو انجام بدم. گوشه فضای ورودی ، پشت پله های دانشکده محمد وایستاده منتظرِ لپ تابه که بش بدم بره کاراشو بکنه

شانس میوه خوردن من و بازدید مهندس

نمایش مشخصات سبحان بامداد بعد مدت ها یه شماره عجیب و غریب افتاده بود رو گوشی ما...!ینی کی می تونه باشه این وقت روز؟ پیام زدم ببخشید شما؟؟؟؟ گفت علی حصاریم!!! بش زنگ زدم میگم ای بابا مهندس پولدار شدی خطتو عوض کردی !؟! میگه آره دیگه ، میخوام مودم وایمکس بخرم کدوم مارکش بهتره و... گفتم ای بابا علی آقا شما امر