معرفی عباس پیرمرادی


عباس پیرمرادی
جنسیت: تاریخ تولد: دوشنبه 25 خرداد 1366
کشور: ايران شهر: تهران


آخرین داستان ها ارسالی

سمفونی اشباح

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی به سمت ساعت کنار تختم نیم چرخی زدم. هنوز پنج بود. نیم ساعت وقت داشتم. برگشتم و چشمانم را بستم. دوباره چشمانم را باز کردم. حالت عجیبی را در خودم احساس کردم که بار اول نفهمیده بودم. رخوت و سستی عجیبی بر تمام بدنم مستولی شده بود. فکر کردم شاید چون با لباس خوابیده‌ام، این‌گونه شده‌ام

گرداب

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی مثل هرروز بیدار که شدم، کش‌وقوسی به بدنم دادم. یه چرخش به راست، یه چرخش به چپ. همه‌چیز عادی بود. خروس همسایه سروقت خواند. توپ‌وتشرهای زن همسایه هم به شوهرش که داشت سرکار می‌رفت، به‌موقع بود. ناگهان حضوری کنارم حس کردم. با احتیاط چرخیدم. در کامل ناباوری زنی کنارم خوابیده بود. پشتش به من بود و موهایش از زیر ملحفه بیرون ریخته بود

در آغوش باد

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی مرا از پشت در آغوش گرفته است. از نرمی بدن خیسش وجودم لبریز می‌شود. ضربان قلبم خون به اجزای بدنش می‌رساند. ایستاده فرمان در دست گرفته‌ام و در دل‌سیاهی پیش می‌تازم. قایق نفیر می‌کشد و سینه دریا را می‌شکافد. باد موهایم را بازی می‌دهد و تمنایی در وجودش مرا به خویش می‌خواند. چشمانم

رقص بر آب (18+)

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی زنی زیبا در مقابلم می‌رقصد. سریع گام برمی‌دارد و بالطافت چرخ می‌زند. می‌ایستد و با حرکتی سریع سرش به عقب می‌جهد. موهای فر خورده‌اش از هم جدا می‌شوند و در آسمان می‌چرخند و فرومی‌ریزند. چشمانش باریک می‌شوند و با لبخندی مرموز در چشمانم خیره می‌شود. دستانش به نرمی از دو طرف بالا می‌روند

سرباز

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی بی‌خوابی نوزادی بهانه‌گیر، فریاد نابجای فروشنده دوره‌گردی، وزوز پشه‌ی سمجی، برآورده نشدن طمعی و یا تصمیم عجولانه‌ای هریک به‌تنهایی می‌توانستند دلیلی بر آغاز این جنگ باشند. او نمی‌دانست جنگ چگونه آغاز شده است و هرگز هم به دلایل شروع آن فکر نکرده بود. دستی غول‌آسا شمشیری

راننده

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی روز سرد پاییزی بود. سرما بیداد می‌کرد. کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده بودم. باد پاییزی طبق عادت هرروزه شلاق به دست تازیانه‌هایش را بر سرم می‌کوفت. من نیز مانند سایر انسان‌های هم‌طبقه خودم آن را از مشیت الهی می‌دیدم و ابداً اعتراضی به آن نداشتم. تاکسی‌ای جلوتر ترمز کرد. دنده‌عقب گرفت و روبرویم ایستاد