معرفی محمد علی ناصرالملکی


محمد علی ناصرالملکی
جنسیت: تاریخ تولد: سه شنبه 10 مرداد 1357
کشور: ايران شهر: پردیس
محمد علی ناصرالملکی هستم. حرفه من نقاشی و طراحی است. و مدرک داستان نویسی از حوزه هنری دارم.


آخرین داستان ها ارسالی

در میان آتش- 78

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی آنها پس از 3 روز به بلاتونا رسیدند ، تا جایی که شد از بیراه و راهها متروک آمده بودند ، ارین در جاهایی که ممکن بود در طول روز دیده شود ، آنقدر بالا پرواز می کرد که اندازه یه عقاب معمولی به نظر بیاید . نیمه اژدها هم نامرئی و همرنگ محیط می شدند . نیروهای امپراطوری به ندرت تا اعماق جنگل

در میان آتش - 76

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی اِما گفت: بودن در کنار شما ، مایه افتخا ر و خوشحالیه ؛ تا به حال در کنار یه الف نبود م ، وقتی پرواز می کنم ، گاهی صدای آواز خوندنشون می شنوم و یا وقتی مثل باد در حال دویدنن ، مسافتی رو باهاشون همسفر می شم . موقعی که ذهنم با اونها مرتیط می شه ، چون می دونن نمی خوام وارد ذهنشون بشم و خطری براشون ندارم ، به من نگاه می کنن و لبخند می زنن

در میان آتش -77

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی لشکر موردو به دروازه های شرقی بالارون رسید و بدون هیچ مقاومتی وارد شهر شد . فرنیک ، به خاطر این کار حاکمان و مردم باقی مانده، دستور داد : به کسی غیر از مخالفان باقیمانده کاری نداشته باشند . او نمی خواست مثل ساروس عمل کند ؛ بزرگترین ساختمان شهر را در اختیار گرفت و به اورگها دستور داد ، تغییرات کلی در آن ایجاد کنند

در میان آتش- 73

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی آنها در ارتفاع خیلی بالا پرواز می کردند ، تا از زمین دیده نشوند . وارد آسمان اوسیوُن شدند و با سرعت زیاد به سمت زمین شیرجه رفتند . آریا خودش را محکم نگه داشته بود تا از پشت بریجیت نیافتد. اژدهاهایی که سوار داشتند ، زین در پشتشان بود ، تا سوار در مانورهای سریع و ناگهانی اژدها بتواند خودش را نگه دارد

در میان آتش - 74

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی بریجیت به آنها اجازه حرکت نداد . تا کاملا بهبود پیدا کنند. زنان وقتی فهمیدند ، یک الف هم در میان سربازان والرین حضور دارد . برای دیدنش هجوم آوردند که با سد نگهبانان مواجه شدند . آنجلا : کاش من هم به معروفیت و محبوبیت تو بودم ! آریا : ولی این بیشتر باعث درد سره ، اون هم در شرایط فعلی ! بریجیت : حق با توئه

در میان آتش - 75

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی فرمانده نیروهای آرکدیا ، بهبود یافته بود . روهان به اژدها و شناسایی شدن محل اختفای سربازانش فکر می کرد . گوردون هنگام دیدار روهان با او به چیزی اشاره و او را شوکه کرد . او گفت: اژدهایی که به آنها حمله کرد ، اژدهای بزرگ بود . والرین ،متوجه شده شهر زیاد هم متروکه نیست ؛ سرگرد این را

در میان آتش -68

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی روهان مدتها بود که چنین ضربه قدرتمندی را روی تیغه شمشیرش حس نکرده بود ، اورگ هم احساس او را داشت . همیشه اولین ضربه توان و قدرت حریف را نشان می داد و ادامه اش هوش و مهارتش را . چندین ضربه از جهات مختلف بین آنها رد و بدل شد . نمسیس با خنجر گلوی روهان را هدف گرفت ، او با عقب کشیدن سریع بدنش از نوک تیز خنجر که با فاصله کمی از او رد شد ، خودش را نجات داد

درمیان آتش- 69

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی آنجلا ارین را در اختیار آریا قرار داد تا به محل ملاقاتش با رانون برود . در گیری بین نیروهای ساروس و امپراطوری می توانست پیامدهای زیادی را در پی داشته باشد. خبر حمله دیفرل به وسیله اژدهاها هم به والرین رسید . نیروهای مخفی آنجلا مرتب خبرها را به او می رساندند. نیروهای زمینی در دام تله ها و خندقهای اطراف شهر افتاده و بسیاری کشته شده بودند

در میان آتش - 70

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی روهان به ساختمانهای سوخته و در حال سوختن ، کشته ها و زخمی ها و کسانی که برای خاموش کردن آتش به هر وسیله ایی متوسل می شوند ، نگاه می کند . نیروهای مهاجم از طریق زمینی نتوانسته بودند به شهر برسند . تله ها و خندقها ، نگهبانان برجها و منجنیقها ، متوقفشان کرده بودند . اژدهاها هم دیگر برفراز شهر پرواز نمی کردند

در میان آتش - 71

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی دیفرل از عملکرد افرادش به خصوص اژدها سوارها خوشحال بود . با اینکه به علت موانعی که نیروهای امپراطوری در بیرون از شهر ایجاد کرده بودند . نتوانست به دروازه آریان برسد ، ولی اژدهاها کاری را که نیروهای زمینی نتوانسته بودند به آن برسند ، انجام داده بودند . او از روی یکی از برجهای بلند ، ستونهای دود را که به آسمان برمی خواستند را تماشا می کرد