معرفی نرگس شوقیان وصال


نرگس شوقیان وصال
جنسیت: تاریخ تولد: سه شنبه 24 ارديبهشت 1364
کشور: ايران شهر: لالجین/ همدان


آخرین داستان ها ارسالی

شیرها نیز غمگین می شوند!

نمایش مشخصات نرگس شوقیان وصال نشسته ام روبه رویش و نگاهش می کنم. مثل همیشه با دقت و وسواس عجیبی مشغول تمیز کردن خانه است، در حالی که چین کوچکی نیز روی پیشانیش افتاده. دخترمان این اواخر می گوید؛ مادر دیگر پیر شده، و هم چنین کمی هم غر غرو! اما من، حالا که دارم نگاهش می کنم معتقدم؛ دخترم دارد بی انصافی می کند. به نظر

امام زاده

نمایش مشخصات نرگس شوقیان وصال دخترهمین که وارد امامزاده شد، با عجله موهای مش کرده ی خرمایی اش را داد زیر مقنعه اش و بعد از آن که سلام نسبتا بلندی به آستان امامزاده کرد، رفت داخل سرویس بهداشتی... دستهایش را که شست، پول سرویس را با زن جوان که خادم سرویسهای امام زاده بود و حساب کرد، و بعد هم همان جا روی صندلی کناردر،

کوزه گر، کوزه های شکسته اش را دوست دارد!

نمایش مشخصات نرگس شوقیان وصال پیرمرد، مثل همیشه، نمازصبح را که خواند،نشست پای سفره ی صبحانه. حاج خانم تنها یک استکان چای هم اگر جلویش می گذاشت می چسبید. چه برسد به این که مثل حالا سور و سات صبحانه را با پنیر و کره و شیر محلی فراهم آورده باشد. زن با سلیقه ای بود گر چه این روزها پیری دیگر حسابی امانش را بریده بود، اما برای پیرمرد انگار هیچ وقت پیر نمی شد

چشم های مشکی او!

نمایش مشخصات نرگس شوقیان وصال چشم های مشکی اوکه به چشم هایم خیره شده لبخند را روی لب هایم می کارد،با تبسم من شینطنت شیرین نگاهش دوبرابرمی شود! دخترک درآغوش مادرش نشسته اما زن زیاد سرحال به نظرنمی رسد. کزکزنوک انگشتانم باعث می شود به خودم برگردم. برای من که حدود نیم ساعت دراین سرما ویخبندان منتظرتاکسی ایستاده