معرفی مرتضی حاجی اقاجانی


مرتضی حاجی اقاجانی
جنسیت: تاریخ تولد: دوشنبه 20 بهمن 1354
کشور: ايران شهر: مشهد
روزی از ایام
بهر من یک نام
امد و افکند
از برم یک دام
اخر دست سرنوشت
سرنوشت پلید و زشت
بهر من اینچنین نوشت!!!
(مرتضی حاجی آقاجانی)
***********************
سلام
به همه اساتید و مهربانها و مهربانو های عزیز
اینجانب مرتضی حاجی اقاجانی
فرزند محمد متولد شهر مشهد
لیسانس عمران
در این محفل اهل دل و قلم فقط دارم می آموزم و از اینکه کنار شما هستم باعث افتخار و مباهاتم میباشد
من نه شاعرم و نه نویسنده ام....من فقط دلتنگی ها و درد هامو مینویسم و گزافه گویی بیش نیستم.
از صمیم قلبم برای تک تک تون بهترین اتفاق ها را ارزو دارم
ایام به کام
التماس دعا
یاحق


آخرین داستان ها ارسالی

داستان کوتاه بلوغ نارس

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی داستان کوتاه بلوغ نارس *********************** گر طعم گس عشق را هر روز مزه مزه کنی خواهید فهمید که او بهانه ی هر روز من است... به امید روزی که این" نهال گس"، پیوندی ناگسستنی با امتداد نفس های پیرم منعقد کند شاید به همت حواس پنجگانه ام طعم دبش میوه ی عشق را نقاشی کنم شاید.... ******** پ ن :

داستان کوتاه : زمین پرواز یا سقوط پرواز

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی داستان کوتاه : زمین پرواز یا سقوط پرواز *************************************** از دور چراغ های شهر پیدا بود همچون ریسه ی خوش نقش و نگار خود نمایی میکرد از بالا که نگاه میکردی غرق نور بود شهر و چون کهکشان راه شیری شکل هارمونیک و هندسه زیبایی را داشت و تابلوی بی بدیلی را اشرف مخلوقات به تصویر

الماس گمشده بنام محبت

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی داستانک : الماس گمشده بنام محبت ********************* نزدیک هفته دولت بود ، کارفرما اداره راه و تمام مسئولین ریز و درشت مثل مور و ملخ ریختن تو پروژه و کلی جلسه و نمودار و گزارش و برنامه زمانبندی از من خواستند چون مدیریت کارگاه با من بود و مدیر پروژه در جریان دتایل ریز کارهای پروژه نبود و یک

داستان زندگی من

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی داستان زندگی من ********** زندگی گاهی اونطوری که میخواهی نمی‌شود بد از هر سربالایی بازم هم سر بالایی است اگر او بخواهد حرام هم حلال می‌شود و حلال حرام میشود قانون خداوند را نمی‌شود با نگاه بشری درک کرد زندگی سرشار از سوپرایزهای غافلگیرانه است..... . . . اهای تو نترس تکلیف تو

رستاخیز دنیا قسمت پایانی

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی رستاخیز دنیا قسمت پایانی رو به من کرد و گفت : فرشته دیدی که اینقدر متعجب نگاهم میکنی ؟ گفتم هیچی ، نه فرشته دیدم و نه ملکه ، فقط نمیدانم چرا وقتی خانه هستیم اینقدر به خودت نمی رسی ، ما باید یک مهمانی دعوت بشویم تا خانم را تو این سر و شکل ببینیم ، خانمم گفت ، وا... چه حرفا... اگر به خودم می رسم دلیلش فامیل توست

داستان تقیه فلسفه = سکوت

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی داستان تقیه فلسفه = سکوت *************************** سکوتم یک هجی دارد سکوتی به بلندای تمام بایدهای که نباید شد یا نباید های که باید شد و این نبایدها شد تقدیر ما و باید های که شد اقبال یا جبر ما فلسفه ی خیار و تعقل ما یا در باتلاق غفلت اسیر شده یا در خواب زمستانی بسر میبرد نمیدانم؟ این

رستاخیز دنیا (قسمت 1)

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی رستاخیز دنیا (قسمت 1) سایش افکارم باعث شد گذر زمان را حس نکنم ، اما زمان و عقربه ها کار خودشان را میکنند ، چه زود گذشت این نیم ساعت ، در ماشین را باز کردم ، برای دومین بار رفتم پای آیفون و زنگ را فشار دادم ، دخترم آیفون را برداشت ، هنوز حرفی نزده بودم که گفت ، باشه دیگه ، میایم دیگه داریم حاضر میشیم ، هی زنگ می زنی

زندگی

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی زندگی ****** یادمه هر وقت به قبرستان میرفتم با کنجکاوی تاریخ تولد و وفات را میخواندم و گاه ناراحت میشدم که جوان بوده و طفلک چند دهه بیشتر عمر نکرده، وچند تا سیزده سبزه بیشتر گره نزده ، و میدانم روزی خواهد امد که یکنفر تعداد گره های من را خواهد شمرد ، مهم تعداد گره ها نیست ، مهم کیفیت

آدم برفی

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی sتنهاتر شدم از وقتیکه زمستان رفت و تو پرکشیدی آدم برفی...!

(پ) مثل باور ، تو تنها باوردنیوی م بودی پدر: قسمت اخر

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی (پ) مثل باور ، تو تنها باوردنیوی م بودی پدر: قسمت اخر *************** نیاز به یک مکان برای زندگی و درآمدی جهت تهیه غذا و پوشاک و... را دارم ، از طرفی تصمیم گرفتم شبانه درس بخوانم ، و وقتی این مشکلات را رفع کردم ،به دنبال هویتم باشم ، لذا ابتدا به ساکن تصمیم گرفتم جاهای مستعد که دارای این پتانسیل