معرفی فاطمه زردشتی نی‌ریزی


فاطمه زردشتی نی‌ریزی
جنسیت: تاریخ تولد: دوشنبه 31 شهريور 1365
کشور: ايران شهر: نی‌ریز


آخرین داستان ها ارسالی

کاش دستهایت را گرفته بودم...

نمایش مشخصات فاطمه زردشتی نی‌ریزی سیزده سال و هفت ماه و دوازده روز؛ انگار همین دیروز بود فاطمه، اما نه، هر لحظه‌ای از لحظه‌های بی‌تو بودن برایم قدّ یک عمر گذشت نه یک روز... درست می‌گویم دیگر، می‌بینی، حتی یک روزش را هم جا نینداخته‌ام. همه‌ی این سالها، این ماه‌ها یک طرف، این یک ساعت هم یک طرف... پس چرا به تو نمی‌رسم؟

عروسک

نمایش مشخصات فاطمه زردشتی نی‌ریزی روی نیمکت پارک نشسته‌ای و فکر می‌کنی، فکر می‌کنی... به مینا خواهر کوچکت و آن عروسک باربی که شده آرزویش. به ناله‌های نیمه‌شبانه مادرت که شبها از درد پا و کمر به خود می‌پیچد... فکر می‌کنی... فکر می‌کنی و به یاد اجاره عقب‌افتاده خانه‌اتان می‌افتی... به یاد اینکه صبح‌ها پله‌ها را آهسته طی می‌کنی تا صاحبخانه متوجه نشود و داد و فریاد نکند

خوشبختی!

نمایش مشخصات فاطمه زردشتی نی‌ریزی sپدرم مُرد، چون خرج دوا و درمانش را نداشتیم. چند وقت بعد ازدواج خواهرم به خاطر نداشتن جهیزیه به هم خورد و من مجبور شدم ترک تحصیل کنم. مادرم هم این روزها حالش زیاد خوب نیست، او هنوز هم می‌گوید پول خوشبختی نمی‌آورد!

سرنوشت

نمایش مشخصات فاطمه زردشتی نی‌ریزی همیشه می‌گفت هیچ وقت پدر و مادرش را نمی‌بخشد از اینکه باعث شده بودند یک دختر سرراهی باشد و در آخر با یک معتاد ولگرد ازدواج کند. ***** سرش را پایین انداخت. به چشمان معصوم دخترکش نگاه کرد، او را روی زمین گذاشت و همان طور که از آنجا دور می‌شد به این فکر کرد که آیا دخترکش او را خواهد