معرفی مریم صیاد آموز


مریم صیاد آموز
جنسیت: تاریخ تولد: یکشنبه 30 شهريور 1348
کشور: ايران شهر: بندر انزلی


آخرین داستان ها ارسالی

پانزده ساله من

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز باورم نمی شود بعد از سالها می خواهم او را ببینم ،چقدر خوشحالم که ازدواج نکردم ،حالا وقتی او را ببینم می توانم از او بخواهم که برای همیشه مال من شود ،دیگر هرگز نمی گذارم که از کنارم برود ،صد افسوس جدایی ما از روی اجبار بوده ،متاسفانه ۳۰سال پیش من یک پسر بچه محسوب می شدم ،زمان زیادی

لی لی یا لیلا

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز وارد خانه که شدم مثل همیشه لی لی خودش را برایم لوس کرد.بغلش کردم و او هم مثل همیشه سرش را روی شانه ام گذاشت .تماس بدن لطیف او مثل همیشه یک آرامش خاصی به من داد . به سمت مبل رفتم و نشستم ،لی لی هم خودش را از آغوشم رها کرد و بدن دوست داشتنیش هنگام بیرون رفتن از آغوشم سر خورد و لذت خاصی به من داد

روی اقیانوس

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز صدای پا را به خوبی می شنوم .صدا هر لحظه به من نزدیک تر می شود .نه نمی خواهم من زندگی را دوست دارم ، اما او آمده که مرا با خود ببرد .و من نمی خواهم با او بروم .از لای میله های پنجره به بیرون نگاه می کنم ،دمدمهای صبح است .چه صبح قشنگی ،در آغوش کشیدن آذر ، صبح های زود به من لذت خاصی می دهد او یکی از زیباترین زن های جهان است

اتاق

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز وای چقدر احساس خستگی می کنم ، با این آدرس ، دقیقا نشمرده ام ششمین یا هفتمین آدرسی است که به دنبالش می روم ،اما جعفر آقا گفت که حتما همین جا هستند ، تازه انگشتری را که می خواستم جای مژده گانی به او بدهم را نگرفت و گفت برو اگه پیدا کردیشون اونوقت این انگشترو ازت می گیرم ، اینطوری معلوم است که صد در صد اینجا پیدایشان خواهم کرد

دلنوشته های 10 تایی 4

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز عینک همه ما یه عینکی رو چشمون داریم بعضیها مثل من واقعی و بعضی خیالی اما در هر صورت یادمون باشه همیشه پاکش کنیم و روی صورتمون میزونش کنیم.گاهی دیدمون اشتباه میشه دلیلش اینه که این کارو نکردیم شکلات تلخ گاهی بعضی لحظه ها اونقدر تلخه که مزه اشو ته حلقت حس می کنی مثل یه شکلات تلخ

روز مرگی

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز وقتی دست سردش را گرفتم نا خو دآگاه به لبهایم نزدیک کردم و بوسه ای زدم .بوسه ای که فکر می کنم تاخیرش برایم خیلی گران تمام شد . گاهی همه ما نیاز داریم مروری به گذشته خود داشته باشیم تا بدانیم کجای کارمان غلط بوده که شاید غلط زندگی ما غلط کس دیگری نشود ومن حس می کنم بدون این که بخواهم یاد دوران خوش زندگیمیان افتادم

دعای فرشته ها

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز به آسمان پر ستاره نگاه می کنم .سکوتی سنگین همه جا را فرا گرفته است . دقیقا مانند آن شب خاطره انگیز ٫ که وقتی به آسمان نگاه کردم انگار هیچ کس با کسی دشمنی نداشت انگار کسی نبود که به خون انسان دیگری تشنه باشد .انگار هیچ تجاوزی به خاک سرزمین همسایه نشده بود .فقط سکوت و آرامش بود .ناگهان با آمدن داوود سکوت آرامش بخش شکست

توت فرنگی

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز ‌خب زود باش بگو چی شد؟ :‌وقتی رفتم اونجا به میزم که نزدیک شد گفتم : توت فرنگی خیلی ناراحته که تو این کارا رو می کنی ...یه هو تو چشمام نگاه کردو گفت : الان کجاست ؟ تو رو خدا بگو گفتم:الان ازش خبری ندارم اما وقتی درباره ات باهاش حرف زدم زیاد دوست نداشت که این کارا رو بکنی رو صندلی کنارم

دنیای سیاه

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز هر وقت‌ وارد این راهرو می شوم با خود می گویم که اینها در چه دنیایی بسر می برند؟!. به پشت در اتاق یکی از مرموز ترین آنها می رسم .گوشم را طبق معمول هر روز به در می چسبانم .صدایش می آید که می گوید : ......گوشیو بردار تورو خدا گوشیو بردار. .خدارو شکر که گوشی رو برداشتی .الو رضا......الو.... سلام

غرور/عطرمردانه

نمایش مشخصات مریم صیاد آموز از خواب بلند شدم که آماده بشم ،برم سر کار طبق معمول هر روز گوشیمو چک کردم یه پیام از راضیه بود .ناگهان لبخند شیرینی روی لبهام نشست آخرش باهام تماس گرفته بود . قکرشو میکردم ، دو ماه گذشته بود و با وجود غروری که ازش سراغ داشتم حس میکردم اخرش بخواد باهام تماس بگیره ،البته همیشه وقتی