معرفی محمد روشنیان


محمد روشنیان
جنسیت: تاریخ تولد: شنبه 1 فروردين 1371
کشور: ايران شهر: بابل
roshanian.ir


آخرین داستان ها ارسالی

اعتماد

نمایش مشخصات محمد روشنیان تیر سوم شلیک شد، با سرعتی باورنکردنی از پیچ کوچه گذشتم و با چالاکی خود را نجات دادم. دیگر داشتم نفس کم می‌آوردم که به یک شهرک با دربی شبیه به قلب رسیدم، وارد آن شدم، در آنجا با سازه‌های کوچکی که به المان‌های شهری بی‌شباهت نبود مواجه شدم، سازه‌هایی دو تا سه متری که با طراحی به سبک تایپوگرافی کلماتی را شکل داده بودند

استاد

نمایش مشخصات محمد روشنیان استاد برنامه‌نویسی در حال تدریس بود و من حواسم به جای دیگری معطوف؛ آخر میدانی من تمام این‌ دروس تاریخ‌مصرف‌گذشته را از بر هستم، در همین فکر بودم که کسی مرا استاد خطاب کرد تا حواسم جمع شد خود را میان کلاس بازیگری یافتم که چند جفت چشم، منتظرِ سخنانی هستند که همیشه قبل از شروع تمریناتِ عملی از لبم جاری می‌شود

رقیق

نمایش مشخصات محمد روشنیان اینجا دیگر چه جهنم‌دره‌ای است؟ یک چهاردیواری نه یا دوازده متری را می‌بینم که دیوارهایش با رنگ‌ سبز لجنی تزیین‌شده است. سرم بسیار سنگین است، حالم دارد بهم می‌خورد. قدرت حفظ تعادل خود را ندارم. حواسم به زیر پایم معطوف می‌شود که کفشم روی مایعی چسبناک و چندش‌آور به رنگ سبز فسفری لیز می‌خورد

تشویش

نمایش مشخصات محمد روشنیان پاکت سیگارم ته کشیده است. فقط یک سیگاری که مصرفش دو پاکت در روز است می‌تواند حال الآن مرا درک کند. نداشتن سیگار در هشتادونه دقیقه گذشته از نیمه‌شب و بخوابی هراش انگیز! دهانم تلخ شده و معده همیشه‌ترش کرده‌ام نیز امشب قصد دارد سربه‌سرم بگذارد. از جایم بلند می‌شوم، دستی لای موهایم می‌کشم و وحشیانه شخمشان می‌زنم