معرفی یعقوب یحیی


یعقوب یحیی
جنسیت: تاریخ تولد: سه شنبه 17 مرداد 1357
کشور: ايران شهر: ورامین


آخرین داستان ها ارسالی

یک درخواست تلخ از خدا......

وقتی تلویزیون اعلام کرد که یک جسد مربوط به سرنشینان یک نفت کش حادثه دیده پیدا شده ،همه خانواده های سرنشینان مفقود شده نفت کش دست به دعا شدن ، که خداوندا این جنازه فرزند ما نباشه و حالا که بعد از چندروز کشتی غرق شده و همه سرنشینانش را با خود به عمق دریا برده باز همان خانواده ها دست به دعا شدن که خدایا اون جسد پیداشده مال بچه ما باشه

یک اشتباه بزرگ

تازه پشت لبم سبز شده بود... غرور نوجوانی از من یک پادشاه ساخته بود همه را یک درجه پایئن تر از خودم می دیدم چون باشگاه بدنسازی می رفتم و یک بدن خوب هم به کمک آمپول و پودر برای خودم ساخته بودم همه مردم و حتی دوستای نزدیکم را ریز می دیدم حس خیلی خوبی بود قد بلند و یک بدن پر از ماهیچه و یک

یک اشتباه کوچک

تو یک شرکت کارمی کردم شرکت قدری بود هم خوب حقوق می داد و به کارمندانش خوب رسیدگی می کرد ولی در قبال این همه لطف کار هم می خواست کار خوب نه بزن دررو...اون روز اصلا حاله خوبی نداشتم بچه شهرستان بودم و تک و تنها تو تهران درن دشت تو یک اتاق اجاره ای زندگی می کردم نمی دونم چرا آنروز اینقدر

تلاطم

هر شب کمی غذا براش می بردم آخه نا بینا بود تو این دنیا فقط یک برادر داشت که اونم چند سالی می شد غیبش زده بود زمستان از راه رسیده بود و بارش برف امان همه را بریده بود سوز سرما تا مغز استخوان را می سوزاند هر وقت با ظرف غذا به سمت خانه گلی ودر حال خراب پیرمرد نابینا می رفتم نیم نگاهی هم