معرفی مینا رسولی


مینا رسولی
جنسیت: تاریخ تولد: یکشنبه 6 ارديبهشت 1371
کشور: ايران شهر:


آخرین داستان ها ارسالی

جدول ضرب

نمایش مشخصات مینا رسولی +یه سوال ازت بپرسم قول میدی جواب بدی؟ _حتی اگه تلخ و ناراحت کننده باشه؟ +اره حتی اگه تلخ باشه,حتی تلخ تر از اون شربتی که 20سال پیش من به جای تو خوردم _باشه اما اگه سوالت سخت نباشه +سخت؟؟!!! سوالم سخته اما نه به سختی 16سال انتظار ... سخته اما نه به سختی امید در عین نا امیدی ... 16سال

تحویل سال1392

نمایش مشخصات مینا رسولی امروز اصلا روز خوبی نیست حتی در اوج نبودن هایت هم هستی ...تا کی باید سراغ تورا از من غریبه بگیرند؟ چرا هیچ کس باورش نمیشود دیگر تو را ندارم ... لعنت به تو ..لعنت بمن به گمانم همه عاشقت شده اند ازبس از تو زیبا نوشته ام ...زیبا گفته ام. تقصیر تو که نیست ,تقصیر من است که از تو دلبرانه مینویسم

از پارک لاله تا حال و هوای بهار

نمایش مشخصات مینا رسولی برای رفتن به پارک لاله به پیشنهاد تو مترو را انتخاب میکنیم و من حواسم به تمام حرکات تو در آن قطار شلوغ میان همهمه آدم هاست حواسم هست بدون اینکه مرا لمس کنی احاطه ام کردی تا کسی نزدیک من نشود ... حواسم هست برای تعادل بیشتر من گوشه ی پیراهنت را اشاره میکنی تابگیرم حواسم هست که حواست هست

مرجان من

نمایش مشخصات مینا رسولی به لطف مادر جان و هوای بهار و خانه تکانی پنجره ها عریان بودند گرچه زیبا نبود اما میشد خیابان ها را بدون فیلترشکن به تماشا نشست. میشد آرام بودن هوای اسفند چمدان بسته را دید... طبق عادت همیشگی روی کابینت آشپزخانه نشسته و پاهایم را تکان میدادم و به جابه جایی اشیا منزل نظارت میکردم

اعتراف عشق یا خیانت؟

نمایش مشخصات مینا رسولی دنیای ما ادمهای امروزی با این همه تکنولوژی وامکانات و اگاهی حدود یک قرن از دنیای ادمهای دیروز (نسل مادربزرگ و پدربزرگامون)عقب مونده... درسته ازادی عمل داریم ... حق بیرون رفتن با دوستامون رو داریم ... و بقول خودمون خیلی شیک و لاکچری زندگی میکنیم اما دلامون خوش نیست زندگیامون

چند روز بعد...

نمایش مشخصات مینا رسولی قصه شروع شد ... هر دو سوار بر یک اتوبوس زوار در رفته ... او در قسمت اقایان و من هم در قسمت خانم ها ,مدام بر میگردد و نگاه میکند و من خجالت زده نگاه از او میدزدم نتوانست تاب بیاورد و پیامکی زد: سلام خانوم زیبا سعید هستم و من با شیطنت همیشگی ام :سلام من هم مجید هستم زیر چشمی نگاهش

لبخندی نادر

نمایش مشخصات مینا رسولی چشم های خواب آلود و پف کرده ام را به زور باز میکنم تا صاحب صدای پیچیده شده در فضای خانه را رصد کنم دقیق تر میشوم ...بلی صدای پسر عموجان می باشد مثل اینکه مرا صدا میزند...آهای دور دونه باباش ... آهای دختر خواب آلوی عموخان ...آهای دختر چشم سبز خونه ما ... بی آنکه جوابی بدهم ساعت را نگاه

هر دو تو را باختیم ...

نمایش مشخصات مینا رسولی فصل پاييز است و ماه مهر دختري دلنتگ و بي قرار دلتنگ تو ... دلتنگ صدا و لحظه اي از نگاهت ... هر لحظه بي قرار و بي قرارتر حتي موسيقي هم حال مرا جوابگو نيست بايد چاره اي بهتر بينديشم چاره؟؟؟!!!!! چاره اي جز شنيدن صدايت براي اين حال خراب نمي ماند اما نميشود ...من سالهاست که ديگر