معرفی نیما فریبرزی


نیما فریبرزی
جنسیت: تاریخ تولد: جمعه 18 خرداد 1375
کشور: ايران شهر: شیراز


آخرین داستان ها ارسالی

سکوت پر صدا...

نمایش مشخصات نیما فریبرزی #داستان_کوتاه_کوتاه وقتی صدات رو می شنوم... دیگه نمی تونم چیزی گوش کنم. مثل سوت ممتد قطار می مونه که میپیچه توی تمام ریل ها و من فقط اون لحظه چشمام رو می بندم و به صدات گوش میدم. تمام ستون های خونه هم اعتراض می کنند زمان حرکت قطار... دود و بخاراز دودکش قطار بلند میشه و مه تمام مسیر و دید رو می پوشونه

پنجره مشرف به مردمک

نمایش مشخصات نیما فریبرزی به نام خدا #داستان_کوتاه_کوتاه نورهای سرخ و زرد از لا به لای پرده حریری و سفید رنگ خونه قدیمی و با تجربه ایی که درپشت خودشون پنجره های مشبک رنگی قایم کرده بودن، بیرون می پرید و می افتاد روی قالی دستباف ترنج مادربزگ... بوی سرمای زمستون که هنوز نرسیده بود و چای که با ذغال جوش آورده بود، از یک طبقه پایین تر به مشام می رسید

سلوک

نمایش مشخصات نیما فریبرزی به نام خدا داستان کوتاه... نیمه شب در بیابان به سوی خدا رهسپار شدم. جامه بر تن ،چاروق در پا و شالی پیچیده به گردن داشتم... چشمانم در طوفان شنزارکویر بیرون و نیمه باز بود... دستانم به سینه و گره درهم بود... آرام آرام پیش می راندم این اسب زخم خورده وجود را... مسیر ناجوانمردانه بود..

جشن_شهریور_پاییزی

نمایش مشخصات نیما فریبرزی داستان کوتاه... دوم شهریور بود... ساعت 19:07 دقیقه... یک عصر نیمه تابستانیه نیمه پوسیده... با کمی چاشنیه دل مردگی و عصاره پاییز زرد رنگ حزن آلود... صدای مرغای آسمان و پرندگان همسایه ها ،چرت عصرانه جیرجیرک های شب زنده دار را پاره کرده بود... صدای رفت و آمد پر سر و صدای ماشین هاای اتوبان