معرفی نعیمه مرادی


نعیمه مرادی
جنسیت: تاریخ تولد: چهار شنبه 5 مرداد 1362
کشور: ايران شهر: تهران


آخرین داستان ها ارسالی

شکوفه های درخت سیب

نمایش مشخصات نعیمه مرادی شکوفه های درخت سیب درحیاط خانه پسربچه با هیاهو می دوید و بازی می کرد. ناگهان شکوفه های سفید درخت سیب گوشه باغچه توجهش را جلب کرد ، به سمت او دوید و دستش را به سختی به سمت یکی از شکوفه ها برد او فقط پنج ساله بود و کوچک بود ،شکوفه را کند. مادربزرگ را خیلی دوست داشت مادربزرگ مادربزرگ

ترش لیمو ترش

نمایش مشخصات نعیمه مرادی باغ لیموترش در جنوب و خانواده ماهی فروش شهر ، سرشناس و با وقار و مهربان پنج پسرو یک دختر که مرد ماهی فروش ، سالار با ماهیگیری با کشتی کوچک در دریای جنوب و فروش لیمو ترش های باغ ،شکم آن ها را سیر می کرد. زن ، نجمه بانو ، با چاقو پولک روی ماهی ها را می تراشید و پس از باز وتمیزکردن شکمشان ، داخلشان را باپیازداغ پر می کرد

مرد پرتقالی -قسمت اول

نمایش مشخصات نعیمه مرادی مردی کشاورز و زحمت کش و مهربان از سپیده صبح تا غروب آفتاب ، مزرعه را بیل می زد تا بلکن ، بتواند زمین را آماده کاشت کند و حاصلخیز همیشه آرزو داشت باغ پرتقال داشته باشد. پرتقال هایی ملس و آبدار و شاه توتی مقداری دانه پرتقال داشت که پاییز و زمستان ،پس از خریدن چندکیلو پرتقال برای خاتون با هم جمع آوری کرده بودند

مرد پرتقالی-قسمت دوم

نمایش مشخصات نعیمه مرادی کشاورز بعد از گذشت یک شبانه روز پوست هسته ها را به آرامی کند و از خاتون خواست تا پارچه نازکی از بغچه اش دربیاورد. خاتون به کشاورز با تعجب نگریست و پس از اندک زمانی به سمت بغچه ای که گوشه دیوار قرار داده بود رفت. دستمال نخی چند تیکه ای که سال قبل با باجی سکینه از پارچه های اضافی خیاطی شب عید دوخته بودند ، به کشاورز داد

مرد پرتقالی -قسمت سوم

نمایش مشخصات نعیمه مرادی خاتون نانوای زنان ده فداییه بود. گرمای تنور پوست دستانش را ضخیم و تیره کرده بود. وقتی بساط تنور را راه می اتداخت ، بوی نان داغ گندم و جوی او تمام فضای اطراف خانه گلی آن ها را پر می کرد. مشت علی و خاتون دو پسر را به حضرت احدیت در جنگ با دشمن بعثی و شهیدان مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیه تقدیم کرده بودند

مرد پرتقالی-قسمت چهارم

نمایش مشخصات نعیمه مرادی زن جواد سیده صفیه 12 سالگی به نکاح او درآمد. زیر دست باجی سکینه آشپزی و خیاطی و جمع آوری محصولات درختانشان را به خوبی فرا دیده بود. پشتبان خانه کوچک باصفای آن ها در تابستان مملو از زرد آلوهای قیسی و توت سفید شیرین پهن شده روی پارچه در معرض مستقیم نور خورشید بود. او با هسته زرد آلو

مرد پرتقالی-قسمت پنجم

نمایش مشخصات نعیمه مرادی عروس آقا جواد سیده صفیه در زیر زمین خانه روستایی مشت علی دار قالی به پا کرده بود و البته به پیشنهاد پدرشوهر او این بار طرح درخت پرتقال را به همراه خاتون و راهنمایی های او پیاده می کرد. آن ها دو دختر داشتند ، صفورا و سوگول هر دو دبستانی 7 و 11ساله روستای فداییه به همراه دو روستای مجاور

مرد پرتقالی قسمت ششم

نمایش مشخصات نعیمه مرادی مرد کشاورز مشت علی ، با دقت و توجه زیادو آب پاشی روی آن ها ازبذرها داخل پارچه خاتون محافظت کرد تا در نهایت جوانه زدند چشمانش از نظاره جوانه بذرهای پرتقال برق می زدو اشک گوشه چشمانش از قدرت خداوند بزرگ چون مروارید های ریزی پایین آمد. سریع خاتون را صدا زدو از او خواست تا پیت حلبی روغن بزرگی را برای او بیاورد