معرفی فاطمه نیافرد


فاطمه نیافرد
جنسیت: تاریخ تولد: یکشنبه 8 ارديبهشت 1364
کشور: ايران شهر: اصفهان


آخرین داستان ها ارسالی

دوستی دیرینه

روزی روزگاری دو دوست بودند به نام های امید و حامد ، هر دو در یک کلاس درس می خواندند و دوستان صمیمی هم بودند . یک روز حامد کتاب امید را گرفت و زیر مطالب آن خط کشید، وقتی امید کتابش را دید خیلی ناراحت شد ولی به حامد چیزی نگفت. روزی وقتی همه بچه ها به حیاط رفته بودندامید برای کاری به کلاس

زرافه گردن دراز

روزی روزگاری در جنگل ما زرافه ایی زندگی می کرد. حیوانات جنگل چون گردن زرافه بلند بود می ترسیدند هر وقت زرافه در جنگل راه می رود به خانه آنها سرک بکشد.برای همین جلسه ایی در جنگل به رهبری شیر تشکیل دادند و باهم به مشورت پرداختندو بعد از رای گیری به این نتیجه رسیدند که باید از زرافه

دوستی برای کودکان

یکی بود یکی نبود در جنگل قصه ما دوتا بچه روباه بودن که باهم دوست بودن و همیشه بازی می کردند.یکی از انها روبی نام داشت که قوی تر و درشت تر بود و دیگری فسقلی نام داشت که ریز و شیطون بود.همیشه صبح ها روبی به دنبال فسقلی میرفت و باهم به مدرسه میرفتن تا اینکه یک روز روبی هرچه منتظر شد فسقلی