معرفی مرجان نوری


مرجان نوری
جنسیت: تاریخ تولد: جمعه 12 ارديبهشت 1382
کشور: ايران شهر: تهران
یادت باشه یه رسیدن به آرزوهات بدهکاری :)


آخرین داستان ها ارسالی

قفسه خالی ...

در یک گوشه از دنیا ، خیلی آرام نشسته بودم نه فریاد میزدم و نه فریادی میشنیدم ؛ با تماشا کردن درخشش نور آفتاب لبخند میزدم ، با آمدن ابر سیاه لبخند میزدم ، با نم نم باران شاد تر بودم حتی در سیاهی شب هم لبخند میزدم . زندگی را بی هدف پر از آرامش میدیدم و در لحظه لحظه ی زندگی قدم میزدم ؛

پادشاهی دنیای تو

با هر بار نفس کشیدن نا امید تر میشوی ، با هر بار نا امیدی خسته تر ؛ از روی خستگی است یا چیزی دیگر که هر روز آه و ناله هایت بیشتر میشود . در ذهن پریشان تو دنیا خاکستری رنگ است و احساسات پوچ و یخ زده شاید زندگی برایت بی مفهوم باشد اما دنیا رنگارنگ و زندگی لبریز از احساسات پر مفهوم است

بزرگتر از اوقیانوس

اگه بپرسم همین لحظه چی میخوای جوابت چیه؟؟ یکی میگه آرامش یکی میگه صداقت یکی میگه خوش بختی بکی میگه پول تو میگی مرگ تو اولین نفری نیستی که دنبال ارامش ابدی میگردی همه اونو میخوان اما وقتی که خوشحال زندگی کرده باشن وقتی که به آرزو هاشون رسیده باشن وقتی که زندگی خودشونو ساخته باشن

آفتاب هم آرزوست

تکیه زدم بر دیوار سرد خیالم ، خاموش است صدای اطراف تنها صدا تپش قلب من است که بیشتر میشود . چشمانم را میبندم تا تاریکی دنیا در ذهنم رخنه نکند ارام نفس میکشم تا ارام آرامش بگیرم. هر روز و هر لحظه شاهدم شاهد روح هایی که پرواز میکنند و بدون وقفه به سمت اسمان می شتابند . هر روز هر و هر لخظه می بینم گل هایی را که با نبود گلستان هر دم پژمرده تر میشوند