ليست براساس بازديد

زمان ايجاد خودکار ليست: 02:08 جمعه 11 فروردين 1396

عروسی لیلا و محمود-[حیدر ذوقی]-[بازديد:442855]
روز عروسی فرا رسیده بود. لیلا با اشتیاق از خواب بیدار شده بود و بی صبرانه منتظر سمیه بود تا به کمک او خودش را برا
  ادامه شعر...

لباساتو در بیار الان می آم ... -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:300166]
مظفر برعکس اسمش خیلی لاغر و نحیف بود ... هر وقت اونو می دیدم با خودم می گفتم الانه که بیفته و بمیره ...
تو یکی از عر
  ادامه شعر...

دختر خاله عذرا .....-[میر حسن علوی]-[بازديد:170266]


احمد پدر پیر و دنیا دیده ای داشت و از پولدار های شهر بود.
غ
  ادامه شعر...

دخترخاله ی دوستم -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:95666]
آنقدر با آب و تاپ از دخترخاله اش حرف می زند که دهنم آب افتاده بود
بعد بمن گفت دوست داره که با دخترخاله اش ازدوا
  ادامه شعر...

حمام -[ع ر ح]-[بازديد:76083]
چند روزی بود مستاجر جدید برامون آمده بود. تو این فکر بودم چطوری میتونم با دخترشون دوست بشم . اما یک مشکل بزرگ بز
  ادامه شعر...

وصله ی ناجور -[میر حسن علوی]-[بازديد:71604]
درب بازمیشود
زن جوانی بادخترخردسالش وارد مطب شده و با هدایت منشی به اطاق دکتر میرود سلام میگوید و با
  ادامه شعر...

هم آغوش،زیر دوش (18+)-[پیام رنجبران(اکنون)]-[بازديد:59620]
لخت و عریان در مقابل آینۀ قدی حمام می ایستم و خود را در آن برانداز می کنم، تکانی می خورم و نوک انگشتانم را روی شی
  ادامه شعر...

تنهایی یک کودک-[ابراهیم وجدانی]-[بازديد:42704]
شب جمعه مثل همیشه عموم با پیکان سبزش اومد دنبالم تا منو ببره خونشون
خونه عموم خیلی از خونه مابزرگترهو اونجا خ
  ادامه شعر...

من و خواهرم-[مصطفی ابراهیمی میمند]-[بازديد:41919]
من و او مثه داداش و آبجی بودیم
خیلی باهم دوست بودیم
همیشه مشکلاتمونو بهم میگفتیم
همدیگه رو کمک میکردیم
به هم
  ادامه شعر...

فرشته-[علی اکبری]-[بازديد:32767]
اینجا آخر خطی بود که باید آغاز می شد ولی چه شروع سختی.هیچ کدوم از مردها به ژیلا توجه نمی کردند انگار نه انگار که
  ادامه شعر...

كد 39-[محمد يونس ]-[بازديد:29342]
از توي آيينه اي كه يك زنجير كوتاه با يك صليب جرم گرفته به ساقه اش آويزان بود و بازي ميكرد،يك جفت چشم درشت و ميشي
  ادامه شعر...

راز مامان(+18)-[آزاده اسلامی]-[بازديد:21811]

از امروز دیگر خدا را دوست ندارم، او حقه باز و دروغگوست. همین یک ماه پیش
  ادامه شعر...

دختر هوس باز-[حمید محسنی]-[بازديد:19341]
هر روز با یک نفر در حیاط دانشگاه بود.در کل دانشگاه بد نام بود و همه ازش بد می گفتند.نمی دونید وقتی در موردش حرف ب
  ادامه شعر...

زنگ انشاء-[علیرضا اکبری]-[بازديد:18756]

سر و صدای زیاد بچه ها همراه با جیغ و داد ، کلاس را داشت منفجر می کرد
که ناگاه صدای تق تق کفش های آقای صارمی بگوش
  ادامه شعر...

نشانه های زناشویی-[داستان]-[بازديد:18283]
زن و مرد از راهي مي رفتند، ماموران آنها را ديدند و آنها را خواستند!
پرسيدند شما چه نسبتي با هم داريد؟
زن و مرد جو
  ادامه شعر...