ليست براساس بازديد |
زمان ايجاد خودکار ليست: 22:05 سه شنبه 2 مهر 1398 عروسی لیلا و محمود-[حیدر ذوقی]-[بازديد:501796]روز عروسی فرا رسیده بود. لیلا با اشتیاق از خواب بیدار شده بود و بی صبرانه منتظر سمیه بود تا به کمک او خودش را برا ادامه شعر... لباساتو در بیار الان می آم ... -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:300166]مظفر برعکس اسمش خیلی لاغر و نحیف بود ... هر وقت اونو می دیدم با خودم می گفتم الانه که بیفته و بمیره ... تو یکی از عر ادامه شعر... هم آغوش،زیر دوش (18+)-[پیام رنجبران(اکنون)]-[بازديد:296684]لخت و عریان در مقابل آینۀ قدی حمام می ایستم و خود را در آن برانداز می کنم، تکانی می خورم و نوک انگشتانم را روی شی ادامه شعر... دختر خاله عذرا .....-[میر حسن علوی]-[بازديد:198008]احمد پدر پیر و دنیا دیده ای داشت و از پولدار های شهر بود. غ ادامه شعر... دخترخاله ی دوستم -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:102655]آنقدر با آب و تاپ از دخترخاله اش حرف می زند که دهنم آب افتاده بود بعد بمن گفت دوست داره که با دخترخاله اش ازدوا ادامه شعر... حمام -[ع ر ح]-[بازديد:87385]چند روزی بود مستاجر جدید برامون آمده بود. تو این فکر بودم چطوری میتونم با دخترشون دوست بشم . اما یک مشکل بزرگ بز ادامه شعر... راز مامان(+18)-[آزاده اسلامی]-[بازديد:47986]از امروز دیگر خدا را دوست ندارم، او حقه باز و دروغگوست. همین یک ماه پیش ادامه شعر... من و خواهرم-[مصطفی ابراهیمی میمند]-[بازديد:45404]من و او مثه داداش و آبجی بودیم خیلی باهم دوست بودیم همیشه مشکلاتمونو بهم میگفتیم همدیگه رو کمک میکردیم به هم ادامه شعر... تنهایی یک کودک-[ابراهیم وجدانی]-[بازديد:43592]شب جمعه مثل همیشه عموم با پیکان سبزش اومد دنبالم تا منو ببره خونشون خونه عموم خیلی از خونه مابزرگترهو اونجا خ ادامه شعر... برو كار كن مگو كار چيست-[فاطمه سادات حيدري]-[بازديد:41181]برو كار كن مگو كار چيست همانطور كه ميدانيم انسان ها از زماني كه به دينا مي ايند مدام تلاش و تكاپو هستن و دنبال ع ادامه شعر... تخیلی اما وحشتناک-[بیتا رادمنش]-[بازديد:34303]پیر مرد خسته ونگران از مزرعه باز می گشت و در تاریکی شب و هیاهوی باد غرق در فکر خاتون بود که چگونه برایش طبیبی را ادامه شعر... فرشته-[علی اکبری]-[بازديد:32767]اینجا آخر خطی بود که باید آغاز می شد ولی چه شروع سختی.هیچ کدوم از مردها به ژیلا توجه نمی کردند انگار نه انگار که ادامه شعر... كد 39-[محمد يونس ]-[بازديد:29342]از توي آيينه اي كه يك زنجير كوتاه با يك صليب جرم گرفته به ساقه اش آويزان بود و بازي ميكرد،يك جفت چشم درشت و ميشي ادامه شعر... یاد خدا-[مجتبی گودرزی]-[بازديد:27908]روزی بود،روزگاری در زمان های خیلی خیلی قدیم پسری بود به اسم محمد ،محمد یک پسر درس خوان بود او همیشه درس هایش را ادامه شعر... دختر هوس باز-[حمید محسنی]-[بازديد:26532]هر روز با یک نفر در حیاط دانشگاه بود.در کل دانشگاه بد نام بود و همه ازش بد می گفتند.نمی دونید وقتی در موردش حرف ب ادامه شعر... |